تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
در آغاز وقت نماز ، بر در خانه‌هايشان نقاره [ 1 ] بكوبند . اين دو تن پس از بازگشت از جنگ نيز آن را ادامه داده ، رسمى ساختند . پس چون ابو قره صاحب ديوان شد ، اين رسم را از حقوق كار خود شمرد كه بايد اجرا شود ، و از بختيار خواستار شد كه در خانهء او نقاره بكوبند و او موافقت نمود ، ولى وزير ابو الفرج مخالفت كرد . ابو قره باز هم با پرداختى از بختيار دستور صادر كرد . از اين پس وزير ابو الفرج با « صاحب ديوان » ابو قره ، به سخت‌ترين رقابت ، دشمنانه‌ترين كشاكش پرداختند . در حالى كه فرمانرواى آنان [ بختيار ] سرگرم كار خود بود ، اين دو در چنين كشاكش پوچ ، ارزشى براى وزارت بر جا نگذاردند ، برترى وزارت را بر ديگر كارها از ميان بردند . وزير ابو الفرج ، به دبيران خود دستور داد ، صورتى از همهء نادرستىهاى ابو قره در حسابها ، در روزگار پيمانكارى ، زيانها كه از اين راه بر دولت وارد ساخته ، در پرداختهاى قديم * و تازهء او ، تهيه كنند . اين تخلفنامه به مبلغ شش مليون درم فراهم شد . وى آن را با تعيين محل هر يك به عرض بختيار رسانيده ، او را به طمع بيرون آوردن آنها انداخت ، كه قدرت پرداخت آنها را دارد . او نيز دستور مطالبه داد ، ولى ابو قره به سبكتكين پناهنده شد و او از وى حمايت كرد ، بختيار از اين سركشى خشمگين شد . دشمنانش بهانه يافته ، بختيار را ترسانيدند كه او سبكتكين را به گردن‌كشى وا مىدارد تا شايد تو را از كشور براند . بختيار گروهبانى را به خانهء سبكتكين فرستاد ، تا با ابو قره بماند ، سپس ديگرى فرستاد تا او را بياورد . سبكتكين از مقاومت و درشتى برابر فرمانروايش بختيار كوتاه آمد . زيرا گزارش پخش شده بود ، كه او در برابر پرداختى ، از ابو قره جانبدارى مىكند . پس سخت نگرفت ، با دلى چركين ابو قره را به بختيار داد . ولى به او وعده داد كه از او جانبدارى خواهد كرد و رهايش خواهد ساخت . چون به نزد بختيار رسيد او را به ابو الفرج وزير سپرده ، دستور بيرون آوردن مال را داد . اين وزير نيز از درشتى با سبكتكين پرهيز كرده ، سخت نگرفت ، ولى آزادش نكرد ، بلكه او را محترمانه نگاه مىداشت . كارهايى كه به دست او
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « أن يضربا على ابوابهما بالدبادب . . . » .