تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
خواهرشان جميله فرزندان فاطمه دخت احمد كرد ، همسر ناصر الدوله بودند . اين مادر ، بر پدرشان چيره بود و با نقشه و كمك او و همكارى اين گروه بود كه ابو تغلب بر اموال و دژهاى پدر پير و فرتوت دست انداخت . پدر كه تاب مقاومت نياورده تسليم شده بود ، ولى در پنهان در راه بازگشت به قدرت و دستگيرى آنان مىكوشيد . او به پسرش حمدان نامه‌اى نوشته كمك و همكارى او را خواستار شد ، ولى نامه به دست گروه افتاده ، انگيزهء جدائى بيشتر شد ، تا آنجا كه دبير ناصر الدوله و غلامان بزرگ او كه جيره خوار ابو تغلب شده بودند نيز از كار او ترسيده ، شبانه ناصر را دستگير كرده ، به دژ فرستادند . چون اين خبر به پسر او حمدان رسيد براى پدر برآشفت . او دليرترين و زيركترين فرزندان ناصر و دشمن آن گروه از برادران خود مىبود . حمدان هنگام مرگ عمويش سيف الدوله از رحبه به « رقه » رفته آن را گرفته از آنجا به « نصيبين » رفته ، خويشاوندان و برادران و سپاهيانى كه از ابو تغلب پيروى * كرده بودند ، به ايستادگى و روياروئى با او برانگيخت ، آزادى پدر و بازگردانيدن او را به فرمانروائى خواستار شد . ابو تغلب به جنگ او آمد ، حمدان پيش از روبرو شدن گريخته در « رقه » به دژ پناه برد ، و از آنجا به « رافقه » رفته مدتى با ابو تغلب جنگيده سپس آشتى كرده ، هر يك به جاى خويش بازگشت . ناصر الدوله چند ماه پس از اين ، در سال 358 درگذشت [ 1 ] ، ابو تغلب و كارگزارانش هر ناشايستى را دربارهء املاك و روستاهاى برادرشان حمدان به كار بردند كارگزاران [ 2 ] او را بيرون كردند . پردهء رو در بايستى برادران دريده شد ، برادرش
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير گويد : در ربيع يكم 358 درگذشت و در « تل توبه » خاور موصل به خاكش سپردند . [ ( 2 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : حمدان به برادرش ابو تغلب نوشت : سوگند به طلاق دختر سعيد بن حمدان [ كه همسر حمدان بود ] و به هر سوگندى ديگر كه اگر نياز پيدا كنم ، از ديلميان نيز براى ستيز با تو كمك خواهم گرفت ، و اگر انصاف نكردى ، از قرمطيان كمك خواهم گرفت ، و هر گاه باز هم درست نشدى از قيصر روم يارى خواهم خواست . . . پاسخ ابو تغلب به وى آن بود كه كارگزارانش را بيرون كرد و املاك او را بگرفت و برادرش را به جنگ او فرستاد .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 311 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى