سال سيصد و پنجاه و هشتم آغاز شد *
در اين سال حمدان پسر ناصر الدوله به مدينة السلام [ بغداد ] آمده به بختيار پناهنده شد .
گزارش انگيزهء آن :
ناصر الدوله [ حمدانى ] فرزندش حمدان را به فرماندارى رحبه گمارده ، درآمدش را به دو واگذارده بود . ابو تغلب و برادرش ابو البركات و
هامش
[ ( - ) ] « ميافارقين » رفت . دارائى او ته مىكشيد و روميان به « ميافارقين » و « ارزن » نزديك مىشدند مىكشتند و به آتش مىكشيدند . ايشان پانزده روز در كشور اسلام ماندند و با ثروت بىاندازه بازگشتند .
حج نيز در اين سال ، بسيار بىرونق بود ، تشنگى كشتار كرد . از حاجيان خراسان پنجهزار و برخى گويند سه هزار تن از تشنگى مردند ، و چون به مكه رسيدند « طليحيان » و « بكريان » با شمشير بر سر ايشان ريخته كشتند و كالاى همهء كاروان را بردند ، از مصر و شام كسى به حج نرفت . گروهى بازرگان از مغرب در ميان حاجيان بودند كه گرفتار شدند .
گويند كالاى بازرگانان در آن كاروان دويست هزار دينار بوده است . انّا للّه و انا اليه راجعون ! در پايان سال قرمطيان از راه بيابان بر « دمشق » يورش آورده آن را گرفتند و تا « رمله » پيش رفتند . حسن بن عبيد اللّه اخشيدى ، جلو ايشان را گرفت و جنگيد و شكست داد ، سپس دو روز با مردم « رمله » جنگيده و آن را قتل عام نمودند و در پايان مردم جان خود را به بهاى يكصد و بيست هزار دينار خريدند ، از حومهء رمله ده هزار اسير گرفتند و به خيال گشودن مصر افتادند ، ولى عبيديان برخاسته آن را گرفتند ، پس دولت رافضيان در اقاليم مغرب و مصر و عراق و جز آن بر پا شد .M II: ذهبى 747 ه - . خشكتر از استادش ابن تيميه م 728 ه - . در اين تاريخ كه به نام اسلام نگاشت همه جا از پيشرفتهاى جبرى تاريخ كه به سوى گنوسيسم اسلامى مىرفت ، ناله و زارى مىكند . در صورتى كه همين روى كار آمدن رافضيان بود كه مدارس را مىگشود و علم و فلسفه و فرهنگ را از زير فشار سنيان قشرى دربار خليفه و چكمهء سربازان تركمنش رهائى مىبخشد ، اگر تأسفى باشد از آنست كه در همه جا اين پيشرفتها به صورت دو گام به پيش يك گام به پس مىبود و حركت دايمى و مرتب نداشت ، و هر جا كه خليفگان مىتوانستند دانشمندانى چون حلاج م 309 ه - . شلمغانى م 322 ه - . عين القضاة م 525 ه - .
سهروردى م 587 ه - . را مىكشتند .