تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
كوفى گفت : هر كس اين صفات در وى باشد به خلافت منصوب خواهد شد ، از هرجا كه باشد ، او گفت : شايسته است گفتگو در اين مسأله پنهان باشد ! پس ابو عبد اللّه برخاسته به اندرون شده حضار دو به دو به نزد او مىشدند ، او به هر يك مىگفت : براى ما ابراهيم بن مقتدر پيشنهاد شده است شما چه گوئيد ؟ براى ايشان كه چنين مىشنيدند شكى نمىماند كه اين روند تصويب شده و بجكم بدان حكم داده است ، پس مىگفتند : او نامزدى شايسته است . يا چيزى كه همين معنى دادى ! پس چون رأى حضار را بگرفت ، دستور داد او را به خانهء بجكم ببرند تا در آنجا براى او بيعت گرفته شود ، سپس او را به دار السلطان برند . ابو عبد اللّه كوفى به پائين رفت و لقبهاى گوناگون بر « متقى للّه » عرضه شد و او اين لقب را پسنديد و از مردم بيعت گرفته شد . * پس درفش و خلعت براى بجكم همراه ابو العباس احمد بن عبد اللّه اصفهانى به واسط فرستاده شد او آنها را به پائين برده ، خلعت را به دو پوشانيد و از وى براى متقى للّه بيعت گرفت [ 1 ] . بجكم نيم ماه مواجب يا كمتر به عنوان صلهء بيعت به ياران خود پرداخت كرد و براى دبيران و نقيبان و مانند ايشان چيزى ننهاد . بجكم پيش از خليفه كردن متقى كسى به دار السلطان فرستاده ، اسبى كه مىپسنديد با وسايلى كه دوست مىداشت ببرد . متقى للّه به سلامت طولونى خلعت داد و پرده‌دارى خود را به دو واگذارد . و سليمان ابن حسن را به وزارت در باقى كرد ، كه از وزارت جز نام نداشت و كارها با - ابو عبد اللّه كوفى بود .
هامش
[ ( 1 ) ] . در تاريخ اسلام به روايت ابو بكر صولى آمده است كه حسين بن فضل بن مأمون وجوهى براى كوفى فرستاد ، ده هزار دينار براى خودش و چهل هزار دينار براى پخش كردن در ميان سپاهيان شايد او را به خلافت برنشاند ولى سود نبخشيد . و نيز آرد كه متقى با كنيزكى كه داشت نمىآميخت ، وى بيشتر در روزه و عبادت بود ، هرگز نبيذ نياشاميد . او مىگفت جز قرآن نديم نمىخواهم !