وزارت را شايستهء رهبر خود مىدانست . در پايان ابو الفضل با كمك شيرزاد پيروز شده وزارت را بگرفت .
رايى درست كه ناصر الدوله براى بنى حمدان داد و پذيرفته نشد .
چون فرزندان ناصر الدوله از آشفتگى وضع بختيار و بىتدبيرى و گرفتارى او به بازى و ميخوارگى هميشگى و شورش سپاه و شكست هيبت او آگاه شدند ، به انديشهء يورش بر بغداد و براندازى بختيار از تخت ، افتادند . پدرشان ناصر الدوله به ايشان گفت : شتاب نكنيد ، معز الدوله براى فرزندش [ عز الدوله بختيار ] سرمايهاى اندك نهاده است . او اكنون آنها را بر سپاه پخش مىكند و براى جلب دوستى دبيران و كارگزاران ، از مصادرهء وابستگان تا آنجا كه توان دارند استفاده مىكند .
شما بر او و دولتش نمىتوانيد * پيروز شويد ، مگر پس از پايان گرفتن سرمايههاى او كه دستش خالى شود ، در آن هنگام شما به پائين [ بغداد ] برويد و با پول ، دل مردان او را از وى بازگردانيد ، كه حتما بر او چيره خواهيد شد . اين پيشنهاد درست بود زيرا كه معز الدوله دارائى خود را در ساختمان كاخى كه ساخت [ 1 ] و در به دست آوردن دوستى تركان هزينه كرده بود . آنچه او به جا گذارد تنها چهارصد هزار دينار بود كه بختيار كم كم براى رفع نيازهاى ضرورى هزينه كرد . بدين ترتيب كه دبيران براى نيازهاى خود از وى وام مىگرفتند كه از محل درآمد خراج به او باز پس دهند ، سپس از عهدهء پس دادن بر نمىآمدند ، تا آن پسانداز ته كشيد .
در اين هنگام يگانگى حمدانيان نيز بر هم خورد و مشورت پدر را از دست دادند .
اين بدبختى با دستگيرى ابو تغلب پدرش را آغاز شد . چون او پيرى پدر را كه ، جز بد خلقى و كنسى و سخت گرفتن بر فرزندان و وابستگان چيزى براى او نگذارده ديده ، او را دستگير و به قلعه فرستاده [ 2 ] ، كسى را براى پرستارى و كمك به او بگمارد .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: - خ 6 : 242 - 246 .
[ ( 2 - ) ]M: ابن اثير تاريخ اين دستگيرى را شنبهء شش روز مانده از جمادى يكم ، ياد كرده است . او مىگويد : فاطمهء كرد مادر ابو تغلب ، كه بر ناصر چيره بود ، اين دستور را داد ( كامل ، سال 358 ) .