تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
يا چيزى به جاى آن دريافت كنند . او حقوق بريده شدهء ديلميان را به آنانى كه ديلمى يا گيلك راستين بودند ، نه آنان كه خود را به ديلم و گيل وابسته بودند بازگردانيد . چون خواست ديلميان برآورده شد ، به شهر بازگشتند . اين بار تركان به شورش آمده ، به بيابان رفتند . ايشان غلامان سرايى دو پايهء [ 1 ] خانهء بختيار را نيز همراه كرده به بيرون بردند و هم سوگند و پيمان خود ساختند ، كه بزرگان از كوچكان و نيرومندان از فرودستان پشتيبانى كنند . ايشان درخواست كردند كه : [ الف ] افزايشهاى حقوقى حوالت شدهء كنونى آنان كه با اصل افزايش يافته بوسيلهء معز الدوله ، جمع شده است يك جا به آنان پرداخت شود ، [ ب ] دربارهء درجات پرده‌دارى ، سرگردى ، گروهبانى [ 2 ] و بالا بردن * درجه در هر رده ، به آئين‌نامهء پدرش [ 3 ] رفتار كند . پس ديلميان و تركها بر اين ، هم آواز شدند كه با خواستهاى يك ديگر مخالفت نكنند ، و در دور كردن موانع همكارى نمايند . ولى بودجه بختيار نه براى آن و نه براى پاره‌اى از آن بسنده نبود ، پس ناگزير با وزيران به مشورت نشست تا راهى براى آماده كردن اين پول و جاى بيرون آوردن آن بيابد . ابو الفضل عباس كه از ابو الفرج [ 4 ] برنده‌تر بود آماده كردن آن را تعهد نمود ، او با دبير دبير خانهء فارسى [ 5 ] شيرزاد بن سرخاب همدست شد . او به بختيار نزديك و در او نفوذ بسيار داشت ، سخنش را مىشنود و رايش را به كار مىبست . او راه بدست آوردن آن مال را نشان داد و پذيرفت كه همه ساله آن را كارسازى كند . شيرزاد نيز براى وزير شدن ابو الفضل مىكوشيد و وعده مىداد . به او گفته شده بود : « اگر
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « الاصاغر من غلمان الحجر » ن . ك ، خ 5 : 48 در ج 5 ص 38 . [ ( 2 - ) ]M: « الاستحجاب و التقويد و التنقيب » ولى مشكويه در خ 6 : 229 قائد را پيش از حاجب نهاده است . [ ( 3 - ) ]M: خ 6 : 230 . [ ( 4 - ) ]M: در چند سطر پائين‌تر خواهيم ديد كه ابو الفرج در هنگام اين كشاكش در « عمان » برده است ، كه مشكويه در خ 6 : 295 و 303 بدان اشارت دارد . [ ( 5 - ) ]M. متن : « كاتب الفارسية » اين عنوان در خ 326 و 331 نيز به شيرزاد داده شده است .