شايستگى خود را با به دست آوردن رضايت سپاه ، كه وعده دادهاى نشان دهى ، وزارت ويژهء تو خواهد بود » . او به مصادرت كردن وابستگان دربار آغاز كرد ، از هر يك تعهد مالى مىگرفت ، كه بىفشار ، توان پرداخت آن را داشت . گرفتن خراج را نيز آغاز كرد و كوشيد تا حقوق تضمين شده را به ديلميان رسانيد . او تركان را نيز به استانها فرستاد تا حوالتهايشان را دريافت دارند . معز الدوله نيز مقررى تركان را به واسط و بصره حوالت كرده بود . كارها جور شد ، اموال درباريان مركز را بسنده آمد ، ته ماندهء آبادى شهرستانها نيز حوالههاى امسال را به راه انداخت .
گزارش اين پيشامدها در عمان به ابو الفرج محمد بن عباس [ بن حسين بن فسانجس ] رسيد . او در زندگانى * معز الدوله براى گشودن به آنجا رفته با عمانيان كشاكشها داشت ، تا به او تسليم شدند [ 1 ] . چون از مرگ معز الدوله و چشم داشت ابو الفضل به وزارت و كوشش شيرزاد براى او آگاه شد ، آنجا نمانده كشور را به يك مرد عمانى به نام « ابن نبهان [ 2 ] » سپرده ، چنين وانمود كرد كه از پايتخت دستور آمده ، تا كشور را به نمايندهء عضد الدوله بسپارد . او با شتاب به سوى عراق آمد و چون نزديك شد ياران برادرش ابو محمد على بن عباس خازن و دبيران او به پيشواز آمده ، از وى خواستند در رسيدن به پايتخت كوتاه نيايد ، پيش از آنكه وزارت بر ابو الفضل عباس بن حسين [ شيرازى ] استوار شد خود را برساند .
طرفداران دو وزير دو دسته شده ، هر گروه از رقيب خود عيبجوئى مىنمود
هامش
[ ( 1 - ) ]M: مشكويه گزارش حمله به عمان را نياورده و فقط در خ 6 : 295 بدان اشارتى نموده گويد : چون ياد آن سودى نداشت نياوردم .
[ ( 2 - ) ]M: ابن اثير گويد : پس از بازگشت فسانجس از عمان ، عمر بن نهبان ( چنين ) طائى عمان را به نام عضد الدوله اداره نمود ، سپس زنگيان با كمك برخى سپاهيان بر شهر چيره شده ابن نهبان ( چنين ) را كشتند و كسى به نام ابن حلاج را به اميرى نشانيدند . پس عضد الدوله لشكر كرمان را به سردارى ابو حرب طغان به سال 362 ه - . به عمان فرستاده ، آن را بگرفت .
سپس چون مردم كوهستان عمان به رهبرى « ورد » بن زياد شوريدند ، عضد الدوله مطهر بن عبد اللّه را فرستاده « ورد » را بكشت ( كامل 8 : 646 ) - خ 6 : 454 - 455 .