تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ميان آنان آگاه شدند . زيرا ايشان خود پيشينهء همچشمى در مقام و رشك به زندگى بهتر را با يك ديگر داشتند ، از اين رو در برابر تحريكات او پايدارى ، و از او پرهيز مىكردند . ولى در پايان كار ، ترفندهاى بختيار يكى از آن دو را به دست ديگرى بر زمين زد . و او را به چنگ زير دستان اسير كرد . مردم پست و فرومايه را بر ايشان چيره ساخت ، كشور به آشفتگى افتاد ، او ناگزير شد از فرومايگانى كه خود بركشيده بود كمك بگيرد ، كسانى كه شايستگى رهبرى يك ديه نداشته ، و ميانجى ميان دو تن نتوانستند شد ، چه رسد به اداره كردن يك سپاه برآشفته . پس همهء كارها ، ريز و درشت ، در هم ريخت . بختيار همهء بزرگان ديلم را به انديشهء دست‌اندازى به اقطاعها و اموال خود و وابستگانشان از كشور بيرون كرد [ 1 ] . پس كوچكترهايشان بر ضد او هم سوگند شدند و از او افزايش حقوق خواستند . او ناچار تسليم شد ولى نتوانست انجام دهد . تركان كه آنچه بر سر ديلميان آمده بود ديدند ، راه ايشان پيش گرفته ، از كار گريزان شده در سخن درشتى آغاز كردند . او ناگزير شد عليه آنان نيز نقشه بكشد و خود را از ايشان آسوده سازد . پس با سبكتكين آغاز كرد . ولى او آگاه بود و دسته‌بندى داشت و نگذارد بلائى بر سرش بياورد ، بلكه تركان بر ضد بختيار متحد شدند و كينه‌ئى كه در دل ديلميان از معز الدوله نهفته بود ، نيز برانگيخته شده ، با سپر و شمشير به بيابان رفته از او خواستند ، حقوقهايى را كه معز الدوله بريده بود بازگرداند ، جيره و فوق العادهء ويژهء بيعت را زودتر به آنان بدهد . بختيار سران ترك را با سلاح به خانهء خود آورد تا از ايشان كمك گيرد ، و ديلميان را سه روز در بيابان رها كرد ، اين كار كينه ديلميان را برانگيخت ، ايشان را از او دور تر كرد ، تا بر تندى و سختگيرى افزودند . او ناچار شد به برخى خواستهايشان گردن نهاده ، يك سوم جيرهء فوق العاده را بدهد . بختيار اقطاع داران را مخير كرد ، يا آنچه در دست ايشانست نگاه دارند و
هامش
[ ( 1 - ) ] بيرون راندن دسته جمعى ديلميان از عراق در خ 6 : 230 و 229 نيز ديده مىشود .