تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
آبشخور فرات را سامان دهد ، شيرزاد براى وزير شدن او مىكوشيد ، تا بدان برسيد . چون ابو الفرج [ فسانجس ] [ 1 ] از روند كار آگاه شد ، براى تغيير دادن انديشهء بختيار دامن به كمر زد . او مىگفت : ادعاى ابو الفضل [ شيرازى ] در كسر بودجه نادرست است ، اموالى نيز كه او در آن سال به دست آورده همه از مصادرت كردن دارائى مردم و مصرف كردن پس افتاده‌هاى شهرستانها بوده است ، او نه كارى سودمند كرده و نه در كارها پيروزى داشته است ، تا در خور پايگاهى بود كه همكارانش شايستهء آن نباشند . چون اين گزارش به ابو الفضل [ شيرازى ] رسيد به دو ، از كوفه آمد و گفتگوهائى ميان آن دو انجام گرفت ، تا بدين نتيجه رسيد ، كه هر يك از آن دو برنامه‌اى نشان دهند كه در يك سو ، درآمدها و آنچه بدان پيوند دارد ، و در يك سو هزينه‌ها و آنچه از پيشآمدها بدان وابسته است ، ثبت گردد ، تا موارد اختلاف دو كانديد وزارت آشكار شود . پس هر يك با دبيران خود در ديوان نشسته ، دو برنامه نوشتند . ابو الفرج [ 1 ] در برنامهء خود همهء پيمان‌نامه‌ها را برابر قيمت‌گذارى اصلى بياورد ، از بخشهائى كه درآمد را مىكاهد ، تنها برخى را نوشت . او از هزينه‌ها بكاست و پس افتها را ناديده گرفت ، تا سرانجام كسر بودجه را از ميان برد ، و درآمد و هزينه را برابر نشان داد . ولى ابو الفضل [ 2 ] پيمان‌نامه‌ها را ، با يادآورى آنچه از آن كسر مىشود ، و كسر كردن آنچه به پيمانكاران مهلت داده مىشود ، بياورد . او بر نقدها ، نه بر نسيه‌ها تكيه نمود * . او هزينه‌ها را درشت‌تر نشان داد و بر آنها افزود ، تا در برنامهء خود كمبود درآمد از هزينه را نشان داد . سپس راه‌هائى نشان داد كه مىتواند از آن ، كسر بودجه را جبران كند ، و هر گاه باز كسرى بماند ، مطابق معمول آن را به سال آينده بياورد . سپس اين دو [ 3 ] با هم بحث كرده و با پا درميانى دبيرانشان ، از جمله شيرزاد ، بدين نتيجه رسيدند كه وزارت را از ميان بردارند و هر دو تن به عنوان « دبير » دست به كار شوند . ولى شيرزاد در
هامش
[ ( 1 - ) ]M: محمد بن عباس بن حسين فسانجس منكر كسر بودجه و مدعى درستى آنست . [ ( 2 - ) ]M: شيرازى رقيب فسانجس كه مىخواهد كمبود بودجه را نشان دهد . [ ( 3 - ) ]M: دو نامزد وزيرى .