تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
و نوازندگان پرداخت . ميان آن دو دبير نفاق انداخت ، تا هر دو از وى بيمناك شدند . بختيار به اقطاع اطرافيان بزرگ خود چشم دوخت . به ويژه سبكتكين ، كه فرمانده سپاه او بود و معز الدوله سفارش كرده بود ، كه هيچ كار بدون نظر او نكند ، كه در سياست صاحب نظر است و فرماندهى او بر سپاه با گذشت زمان جا افتاده است ، همه از او فرمان مىبرند و ترس دارند . بختيار با ميخوارگى هميشگى و بازى از سپاه دور شد ، او با عضد الدوله نيز در افتاده ، نمايندهء او را در بغداد از خريدارى چارپا و نيازمنديهاى اصطبل ، كه به عادت هميشه از آنجا خريدارى مىكرد بازداشت . او از مشورت در پيشامدها با عمويش ركن الدوله خوددارى كرد . نتيجه آنكه ، چون سبكتكين فرمانده سپاه از چشم داشت او به املاكش آگاه شد ، از او كنار كشيد ، كمتر در ركاب وى حاضر مىشد ، به او اطمينان نداشت ، بيشتر گرفتاريها را به وسيلهء پيام آوران در ميان مىنهاد . سبكتكين در خانهء بختيار خبرچينان داشت و در ميان نزديكانش جاسوس گذارده بود ، هيچ كار از او پنهان نمىماند * ، تا چه رسد به تصميمات . دو دبيرش ، ابو الفضل عباس بن حسين و ابو الفرج محمد بن عباس نيز از نيت او در بهم زدن
هامش
[ ( - ) ] بغداد تركان را ، هنگام آمدن به ايران ، به سلاح ايده‌ئولژيك متقابل يعنى مذهب رسمى سنتى دربار بغداد درمىآوردند . در سراسر دوران حكومت بغداد بر ايران ، آن بخش از فئودال‌هاى ايرانى كه مقام خود را در وابستگى به بغداد نگاه مىداشتند ، چون تكيه‌گاهى در ميان مردم گنوسيست ايران نداشتند ، ناگزير هميشه سنىنمائى مىكرده و سياست هاشمى عربى بغداد را در تكيه بر تركان سنى ، بر ضد ايرانيان و فاطميان به كار مىبستند . نه تنها معز الدوله در بغداد اين كار را مىكرد بلكه برخى پيشينيان ( خ 6 : 215 و 230 ) و جانشينان او نيز همين كار را مىكردند . و خواهيم ديد كه چون عضد الدوله با سياست هاشمى ضد فاطمى و تكيه بر تركان ضد ايرانيان ، از پسر عمويش بختيار سازگارتر بود ، جاى وى را بگرفت و او را برانداخت . در سدهء پنجم خواجه نظام الملك طوسى 486 ه - . را نيز مىبينيم كه در فصل چهل و يكم سياستنامه سفارش مىكند كه تنها بر تركان اعتماد كنيد و از ديگران به ويژه ديلميان رافضى بپرهيزيد ! اين سياست هميشه مورد اعتراض گنوسيست‌هاى ايرانى بود كه نمونهء آن را در سدهء ششم به خامهء عين القضاة در نامه‌هايش ( ج 2 ص 166 و 430 ) مىبينيم .