دريائى [ 1 ] به عمان و گشودن آن ، ولى چون ارزش عملى نداشت ، داستان آن را نياوردم .
هنگام مرگ معز الدوله پيشامدى جالب به نفع عز الدوله [ بختيار ] رخ داد ، كه آن را براى مقايسه با همانندش ، از عجايب ثبت مىكنم :
پديدهاى چشمگير :
* روزى كه معز الدوله درگذشت بارانى تند ، درگرفت و تا سه روز ادامه يافت كه مردم را از آمد و شد بازداشت ، ديلميان [ مخالف ] نتوانستند از سران خود خبر يابند ، كسى نمىتوانست از خانه بيرون آيد . كلانتران با سرداران تماس گرفته دستورهاى لازم را براى آرامش مردم دريافتند . عز الدوله به سبكتكين و سرداران دستور نوشت ، تا با عمران بن شاهين آشتى كند و خود به بغداد بيايد . او نيز چنين كرد و عمران از محاصره رها شد .
با فرمانرواى موصل نيز آشتى كردند و او را به رسميت شناختند .
در اين سال خبر رسيد كه سپاهى بزرگ از خراسان به سردارى ابن سيمجور [ 2 ] براى همكارى با وشمگير [ به سوى رى ] آمده است .
گزارش انگيزهء آن : هنگامى كه ابو على محمد بن الياس [ 3 ] در كرمان بيمار و فلج شد ، و فرزندانش از او سرپيچى كردند و از سويى زير فشار عضد الدوله [ فرمانرواى بويه در فارس ] بود ناچار به خراسان آمده با فرمانروا ديدار كرد ، و چون كمى بهبود يافت نديم او شده ، او را به انديشهء يورش بر كشور ديلميان انداخته ، با انگارهء
هامش
[ ( - ) ] تيزروان او به نام « فضل » و « مرعوش » روزانه چهل و اند فرسنگ مىرفتند . يكى از اين دو تن سنى و ديگرى شيعى بود و هر گروه از يكى از اين دو طرفدارى مىنمودند .
[ ( 1 - ) ]M. متن : مانند 424 : جيش الماء است ، در خ 6 : 313 و 439 عسكر الماء ديده مىشود ، در خ 6 : 302 ، 303 محمد بن عباس بن حسين فسانجس را در اين لشكركشى ، گشايندهء كشور عمان ياد كرده است .
[ ( 2 - ) ]M: خاندان سيمجور از سرداران خراسان بودند خ 6 : 144 به بعد .
[ ( 3 - ) ]M: خ 6 : 318 و حسن تقاسيم پ 682 و مقدسى احسن التقاسيم ص ع 461 پ 682 .