تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
گرفتند ، تا خودش نيز در يكى از دژها چنان كه خواهيم گفت زندانى شد * .

سال سيصد و پنجاه و ششم آغاز شد .

در اين سال معز الدوله تصميم گرفت عمران بن شاهين [ 1 ] فرمانرواى « بطايح » را براندازد ، چندى پيشتر نيز درخواست سازش او را رد كرده گفته بود ، جز به آمدن او به درگاه ، امير خشنود نخواهد شد . ولى او گرفتار بيمارى اسهال شد و ضعف بسيار او را مجبور كرد [ از بطايح ] به واسط برگردد . سبكتكين پرده‌دار را بر سپاه گمارد و به گمان آنكه پس از بهبود باز خواهد گشت به بغداد رفت [ 1 ] ، پس بيمارى او سخت شده ، هيچ خوراكى در معده‌اش نمىماند و احساس مرگ نمود ، او كارها را تحويل پسرش عز الدوله بختيار داد و توبت اعلام نمود . او سران متكلمان و فقيهان را فرا خواند ، از امكان و چگونگى توبت پرسيد ، ايشان فتوا به درستى توبت داده چگونگى آن را به دو آموختند ، كه چه بگويد و چه بكند . او بيشتر دارائى خود را به صدقه داد ، بردگان را آزاد كرد [ 2 ] . بسيارى از مظالم را بازگردانيد و در ماه ربيع دوم سال 356 ه - [ 3 ] . درگذشت . او كارهاى ديگر نيز داشت ، مانند فرستادن نيروى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير تاريخ بازگشت او را به بغداد دو شب مانده از ربيع يكم ، آورده است . [ ( 2 - ) ]M: صاحب تكمله گويد : معز الدوله ، ابو عبد اللّه بصرى را خواسته ، بر دست او توبت اعلام كرد . ابو القاسم واسطى دوست ابو عبد اللّه نيز با او بود . اين دو تن هنگام نماز از كاخ معز الدوله بيرون مىرفته در مسجدى كه نزديك بود نمازگزارده بر مىگشتند ، امير سبب بيرون شدن را پرسيد ، ابو عبد اللّه گفت : در خانهء غصبى نمازگزاردن روا نباشد . امير دربارهء عمر خطاب و صحابه پرسيد ، ابو عبد اللّه سوابق آنان را ستوده ، گفت : على ( ع ) دختر خود « ام كلثوم » را به عمر ، به زنى داد ، معز الدوله در شگفت مانده گفت : چنين چيزى تا كنون نشنيده بودم . [ ( 3 - ) ] صاحب تكمله گويد : معز الدوله به سال 303 ه - . بزاده بود .M II: ابن اثير مرگ او را روز سيزدهم ربيع دوم و گور او را در « باب تبن » در مقابر قريش ( صحن كنونى قبر امام هفتم و نهم ( ع ) در كاظمين معين كرده گويد : او براى رسانيدن گزارشهاى كشورى به برادرش ركن الدوله نخستين پيك تيزرو را پديد آورد . بهترين -
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 284 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى