تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ابراهيم سالار در اين روزها يادگارهاى نيكو گذاشت ، شكم او با دشنه سوراخ شد ، ولى به روده‌ها زيان نرسيد ، چون فربه بود و پيه زياد ، روى شكم بزرگ داشت ، تنها دچار فتق شد ، كه آن را با كمربند مىبست تا پس از چند سال درگذشت . در اين سال نيز ركن الدوله ابن عميد را همراه با ابراهيم سالار با گروهى زبده از ديلم و عرب * و سپاهيان ديگر به آذربايجان فرستاده آنجا را بگشود . ابن عميد دل سردمداران آن مرز و بوم و سران كرد را به دست آورد ، جستان بن شرمزن را به فرمانبردارى او كشانيد ، و همه را رام و كشور را آرام كرده ، به خدمت ركن الدوله به رى بازگشت .

نظرى درست از ابن عميد كه پذيرفته نشد و فرآيند كار :

چون ابن عميد به آذربايجان شد و حاصلخيزى زمين و درآمد سرشار و آب فراوان و استعداد آبادانى آن را ديد ، برداشت ممكن آن را حساب نموده ، ديد چيزى همانند برداشت كشور ركن الدوله يا نزديك بدان است . سپس با آنچه ابراهيم سالار برداشت مىكند سنجيده ، ديد خيلى اندك و ناچيز است ، كه سبب آن بىتدبيرى ابراهيم و مهمل گذاردن ، و گرفتارى او به بازيها و زنبارگى ، ميخوارگى هميشگى و آزمندى كارگزاران ، به ويژه كردان است ، كه بر بخشهائى از آن دست اندازى كرده بودند . چون او شهرتى به بىوفائى و آزمندى پيدا كرده بود ، كسى عهد و پيمان و سوگند او را باور نمىداشت . ابن عميد دانست ، هر گاه او اين كشور را ترك كند وضع به حال پيشين بازخواهد گشت و ابراهيم از آن شهر و سپس از كشور بيرون رانده ، يا كشته خواهد شد و كوششهاى * ركن الدوله بر باد خواهد رفت . او به ركن الدوله نامه نوشته ، در آن ، وضع اقتصادى آذربايجان ، ويژگيهاى شخصى ابراهيم ، و اندازهء برداشت كنونى او را گزاره كرد . او پيشنهاد نمود كه آذربايجان را خودش اداره كند تا درآمد آن را به پنجاه مليون درم برساند ، و به جاى آن به ابراهيم چيزى بدهد . مبلغى كه ابراهيم از آن همه برداشت مىكرد ، پس از كسر حق اقطاع دارى ديلميان و كردان ، پس از كسر لفت و ليسهاى خود پسندان ، براى پرداخت به كاركنان