تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ناصر الدوله از بالا آمدن معز الدوله آگاه شد بگريخت و به ياران خود گفت : هرجا مىخواهيد برويد ، من براى جنگ نمىايستم . پس يارانش چنان كه گفتيم به معز الدوله پناه بردند و تنگدستى او تشديد شد . او ديگر نمىتوانست بخشهاى كشور را نگاه دارد ، قادر بر حمايت و امنيت نبود . مردم نيز به دليل آنكه به غلات خود دست رس ندارند از پرداخت خراج سر باز زده درخواست حمايت و امنيت داشتند . پس معز الدوله ناگزير بود به پائين آيد . ولى باز براى حفظ آبرو با همهء تشويش دل ، مدتى پايدارى كرد . پس چون نامهء سيف الدوله رسيد خرسند شد و در پاسخ سپاسگزارى كرده ، از برادرش [ ناصر الدوله ] گله‌ها نمود ، كه بىوفا است و پى در پى پيمان شكنى مىكند ، اينك اگر تو او را ضمانت كنى مىپذيرم ، سپس معز الدوله به پائين سرازير شد . در اين سال راه باربرى از واسط به بصره و اهواز نيز بسته شد . اينك گزارش آن : چنان كه گفتيم [ 1 ] كارگران در چنگال اقتصادى تركان اسير شده مجبور به دادن امتيازهايى به ايشان بودند . تركان از اين راه املاك را تصاحب كرده ، چتر حمايت خود را بر گروهى به عنوان پناهندگى [ 2 ] كشانيدند و حقوق بيت المال دولتى را مىخوردند . كارگران براى گرفتن مزد خود از بوميان [ 3 ] ناگزير بودند از غلامان ترك [ كه پناه دهنده بودند ] تصديق بگيرند ، چنان كه براى دريافت حواله‌ها امضاء مىگرفتند . ديلميان نيز همين راه را رفته‌اند . اين دو قوم يك راه را مىپيمودند كه هر دو در كاستن از درآمدهاى دولت همگام بودند . پس كارگران گرد هم آمده بر اصل قراردادها اعتراض كرده ، خواستار رفع آن فشارها شدند . ولى نتوانستند آن را ، كه همچون بيمارى مزمن شده است ، و اميدى به بهبود آن نيست براندازند ، زيرا كه ديلمان بيمناك و پراكنده‌اند و تركان نازپرورده و متعدىاند و هر گاه دولت بخواهد تركان را سركوب كند با ديلميان همگام خواهند شد . پس روند طبيعى اقتصاد بدين سو
هامش
[ ( 1 - ) ] خ 6 : 231 . [ ( 2 - ) ]M. متن : « على سبيل التلاجى . . . » براى معنى آن - خ 6 : 326 . [ ( 3 - ) ]M. متن : التناء .