نيز در اين سال گزارش رسيد كه ركن الدوله با « علوى » فرمانرواى گرگان و طبرستان جنگيده ، او را شكست داده است .
نيز در اين سال ابو القاسم بريدى امان يافت و به بغداد آمده در برابر معز الدوله زمين را بوسيد . معز الدوله روستائى را به يكصد و بيست هزار درم به اقطاع وى داد . [ 1 ] نيز گزارش رسيد كه : سالار كه همان مرزبان بن محمد است ، به طمع رى و بيرون راندن ركن الدوله از آن ، به آنجا رفته است ، ركن الدوله با وى جنگيده مرزبان ، را با سيزده سردار ديگرش اسير كرده ، به دژ « سميرم » زندان كرده ، خود به رى بازگشته است . من نيز گزارش گستردهء آن را خواهم آورد [ 2 ] .
نيز در اين سال معز الدوله * به موصل رفته آن را گرفت و پس از داد و ستد نامه ميان او و ناصر الدوله ، قرار بر اين شد كه ساليانه ، خراج موصل و « ديار ربيعه » و « ديار مضر » و « رحبه » و شام را به مبلغ هشت مليون درم ، به معز الدوله بپردازد ، و خطبه به نام عماد الدوله و معز الدوله و « بختيار » فرزند معز الدوله باشد . او فضل و حسين دو پسر ناصر الدوله را به گروگان همراه خود به بغداد برد .
صيمرى در اثر شتابزدگى دست خط ناصر الدوله را براى اين قرارداد نگرفت زيرا كه ابن قراتكين غلام فرمانرواى [ سامانى ] خراسان بر « رى » يورش برده ، معز الدوله شتابان مىخواست به سوى بغداد برود ، تا لشكرى به كمك برادرش [ ركن الدوله به رى ] فرستد . صيمرى كه مىخواست مسالهء با ناصر به پايان برسد ، به معز الدوله گفت شما برويد ، من از ناصر الدوله دستنويس گرفتهام كه هشت مليون درم بپردازد . پس چون خبر به ناصر الدوله رسيد گفت : من خطى نخواهم نوشت . صيمرى كه نزد
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : روستاى فرخ آباد از « بادوريا » را به وى پس داده او را با احتياط و مواظبت در خانهء معروف به « موزه » منزل داد ، كه در « مشرعهء ساج » قرار دارد . [M: مشرعهء ساج بخشى از كرانهء دجله است كه در خ 5 : 452 نيز ياد شد ] .
[ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 174 - 180 و رهائى او در 6 : 200 ياد خواهد شد .