به آتش كشيد . لؤلؤ را از بغداد خواسته كارگزارى بصره و جنگ را به دو واگذاشت .
معز الدوله از بصره به اهواز رفت ، تا از برادرش عماد الدوله ديدار كند . خليفه و صيمرى در بصره ماندند و چون « گورگير » بىاجازت از كاروان معز الدوله پس ماند و گفته شد كه دارد زمينهء رياست خود را فراهم مىكند ، صيمرى را به دنبال او فرستاد ، و چون نپذيرفت و در خانه مقاومت كرد ، او را اسير كرده به نزد معز الدوله آورد . وى نيز او را به دژ رامهرمز فرستاد .
هنگامى كه معز الدوله به خدمت برادرش عماد الدوله رسيد زمين را بوسه داده پيش او ايستاد . هر چه عماد الدوله از او خواست بنشيند نپذيرفت . روزى دو بار ، صبح و عصر پيش او مىآمد و مىايستاد و نمىنشست . به امير معز الدوله گفتند كه :
عماد الدوله مىخواهد از او خواهش كند كه از رامهرمز و عسكر مكرم دست بردارد .
ابو حسن ما فروخى [ 1 ] نقل كرده است كه با معز الدوله بودم كه عماد الدوله به « ارجان » آمد و ايشان با هم روبرو شدند . او گفت : عماد الدوله مرا خواسته گفت : شنيدم به برادرم گفتهاند * كه من آمدهام اينجا كه برخى نواحى اهواز را از وى پس بگيرم [ 2 ] ، پس با دست به ريش خود اشاره كرده گفت : چه بدبختى است اگر من تا اين اندازه پست شوم . من كى را دارم تا در پى افزودن دارائى و پس انداز براى او باشم ، اين مرد و برادرش دو پسر من هستند ، من جهان را براى ايشان مىخواهم . من نيامدهام مگر براى آنكه رياست آينده را ميان ايشان درست كنم ، تا هر گاه حادثهاى براى من رخ دهد ميان ايشان ناسازگارى نيفتد ، مىبينيد كه من بيمار هستم ، من از او مىخواهم كه احترام بزرگتر را مانند معمول نگاه دارد . شهرستانها كه دارد مباركش باد ، اگر برخى از فارس را نيز بخواهد به او خواهم داد ، من شبانه روز از خداوند جز سلامتى اين دو
هامش
[ ( 1 - ) ] محمد بن احمد ( ياقوت معجم الادباء 3 - 181 / 9 : 121 و خ 6 : 234 ) . اين مرد دبير معز الدوله بود و پس از مرگش به سال 348 ه - پسر عمويش ابو محمد ، على بن عبد العزيز مافروخى به دبيرى برگزيده شد ولى استعفا داد ( خ 6 : 234 ) .
[ ( 2 - ) ]M: در خ 6 : 183 خواهيم ديد كه بخش « ارجان » پس از مرگ عماد الدوله به معز الدوله واگذار مىشود .