را نمىخواهم . اين دو در نسب برادر من ، و در پرورش دو فرزند من ، و دو دست پرورد من در شهرستانها هستند ، من جز اين دو ، چه كس دارم كه بتواند كارى انجام دهد [ 1 ] ؟
[ مافروخى ] مىگفت : من به نزد معز الدوله رفته به او گفتم . او بگريست و در پايان روز به نزد عماد الدوله آمده سپاسگزارى بسيار كرده ، كلمات او را بر زبان مىآورد و مىگريست ، تا عماد الدوله او را در آغوش كشيد .
او سپس به بغداد رفته در دروازهء « شماسيه » فرود آمد ، خليفه نيز در « زبيديه » فرود آمد . معز الدوله موصل را نيز خواستار شد ، پس نامهاى از سوى مطيع للّه براى ناصر الدوله فرستاد ، ابو بكر بن قرابه پاسخ آن را آورد و اين چند بار تكرار شد تا مال را آورد و آشتى برقرار شد [ 2 ] . *
سال سيصد و سى و هفتم آغاز شد :
در اين سال گزارش جنگ روميان با سيف الدوله و فرار سيف الدوله رسيد كه روم مرعش را گرفته و در طرسوس كشتار كرده است [ 3 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : من لى غيرهما فيقدر ما يقدر .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله گويد : هنگامى كه مطيع للّه از بصره به بغداد آمد ، ابو سائب عتبة [ خ 6 : 165 ] بن عبيد اللّه همدانى را به همراه داشت ، پس او را به جاى ابن ام شيبان سمت قاضى القضاة داد . ولى ابو سائب ماهيانه نگرفت و ابو بشر عمر بن اكثم را بجاى خود نهاد .
گزارشى رسيد كه ركن الدوله ، طبرستان و گرگان را گرفته ، وشمگير بن زيار را شكست داده ، يكصد و سيزده تن سرداران او را اسير كرده است .
در ذى قعده ، روزبهان ديلمى ماليات سواد [ پيرامون دجله ] را به ده ميليون درم پذيرفته ، ابن سنجلا را به دبيرى آن گمارد . صيمرى نيز كارگزارى واسط را تعهد كرد و ابو حسن طازاد را به دبيرى آن گمارد .
در ذى حجه معز الدوله ، به هبة اللّه بن ناصر الدوله كه نزد او گروگان بود خلعت پوشانيده ، به همراه ابن قرابه او را براى پدرش فرستاد .
[ ( 3 - ) ] صاحب تاريخ اسلام در گزارش سال 336 آرد : و در آن ، روميان ( لعنت بر ايشان باد ) بر پيرامون شام يورش آورده ، زنان و مردان را به اسارت بردند . سيف الدوله به دنبال ايشان رفت ، از روميان كشتار كرد و آنچه برده بودند پس گرفت . سپس در دژ « برزبه » با كردان جنگيد و آن را در سال سى و هفت بگرفت .