از جنگى سخت كه در آغاز به نفع تكين مىنمود ، تكين گريخت و يارانش پراكنده شده ، گروهى از سردارانش اسير و كوچكترها با گروهى بسيار كشته شدند .
سبب شكست تكين پس از آنكه در آغاز دست او برتر بود :
عربان بسيار كه در سپاه صيمرى بودند درست نمىجنگيدند . بىانضباطى اينان به ديلميان نيز سرايت مىكرد ، پس صيمرى ايشان را جدا كرده گفت ، تا دشمنان ترك بر جا ايستادهاند شما عربها بايد منتظر بمانيد ، تا ديلميان بجنگند ، و همين كه يك ترك گريخت شما عربها حق داريد دنبالش كنيد ، پس بدانيد : هر گاه پيش از شكست تركان شما به ميان ما آمديد ما شما عربها را پيش از تركها خواهيم كشت . عربان پذيرفته چنان كردند . تركان چند حملهء سنگين كردند كه ديلميان در برابرش مقاومت كردند و سپس بر تركان تاختند ، و همين كه تركان پا به گريز نهادند ، عربها با نيزه ، بر پشت ايشان مىكوبيدند . بسيارى كشته و اسير شدند . سربازان ، * تكين شيرزادى را نيز اسير كرده براى اظهار وفادارى به ناصر الدوله دادند ، وى همانجا به چشمانش ميل كشيده ، به يكى از دژهايش فرستاد . پس ناصر الدوله و ابو جعفر صيمرى به موصل رفتند . صيمرى در كرانهء خاورى دجله رو به روى موصل فرود آمد . ناصر الدوله براى ديدار ، به چادر او رفت و بيرون آمده ، به موصل شد و ديگر باز نگشت .
از ناصر الدوله حكايت كنند كه گفت : هنگامى كه بدرون چادر صيمرى رفتم پشيمان شده ، دانستم اشتباهى بزرگ كردهام ، پس بيرون آمده رفتم . و از صيمرى نقل شده است كه گفت : هنگامى كه ناصر الدوله از چادرم بيرون رفت دانستم كه اشتباهى بزرگ نمودهام كه او را دستگير نكردم .
صيمرى نيز ، طازاد ، وهب ، جوهر را با يك هزار كر گندم و جو ، همراه با يك پسر ناصر الدوله ، به نام هبة اللّه را ، به عنوان گروگان گرفته ، به سوى بغداد سرازير شده ، روز بعد نيز ابن شيرزاد را نگهبانى شده وارد بغداد كردند . [ 1 ] معز الدوله پانصد هزار
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله آرد : طازاد و ابو سعيد وهب نصرانى دبير ( دبيرى كه ابن نباته