درم ، او را مصادره كرد . سپس ناصر الدوله تكين شيرزادى را كه ميل كشيده بود به نزد معز الدوله آورد . معز الدوله او را گرامى داشته آزاد كرده ، اقطاعى در اختيارش نهاد .
در اين سال لشكر ورز [ 1 ] بن سهلان با سپاهى به اهواز آمد و يك عامل خراج
هامش
[ = ] او را ستوده است ) به ناصر الدوله پيشنهاد كردند كه پنجاه هزار دينار بدهند و آزاد شوند ولى او نپذيرفت و ايشان را به صيمرى تحويل داد . صيمرى مراعات حال طازاد را مىكرد . و نيز آرد : ابو عبد اللّه بن ثوابه ( - خ 6 : 11 و معجم الادباء 2 : 80 / 4 : 243 ) فتحنامهاى از سوى مطيع للّه براى عماد الدوله ( برادر معز الدوله بويه ) فرستاد كه در آن چنين آمده بود . « از آن گرد و خاك چيزى بر جا نماند بجز كشتههائى در افتاده ، يا غريقى خفه شده ، يا زخمىاى درمانده ، يا اسيرى دست بسته ، يا پناهندهاى نانخور ، يا گنجى بىرنج خدا داده ، يا غنيمتى بىجنگ خدايش فرستاده . . . » در اين سال ابو حسن محمد بن حسن بن ابو شوارب از دادرسى كرانهء باخترى [ بغداد ] بر كنار شد و بر منطقهء دادرس ابو حسن محمد بن صالح هاشمى افزوده شد ، كه به ابن ام شيبان معروف است . در نيمهء شعبان تودهء مردم براى زيارت قبر حسين ( ع ) بيرون آمده در باب الطاق قبهها بر پا داشتند .
نيز گزارش رسيد كه سيف الدوله قراريطى را دستگير كرده بجاى وى ابو عبد اللّه ابن فهد موصلى را به دبيرى گمارده است . نيز در اين سال پل « دهما » سراسر كنده شد .
در « تاريخ اسلام » نيز در گزارش اين سال آرد : چون اخشيد در دمشق درگذشت سيف الدوله از حلب آمده ، دمشق را بگرفت ، يانس مونسى به او تسليم شد . سپس سيف الدوله پيش رفت تا به « رمله » رسيد . از مصر نيز « انوجور » فرزند اخشيد با سپاهيانش و خادمش « كافور » كه همهء كارها را به دست گرفته بود آمدند . سيف الدوله ناگزير به دمشق پس نشست ، ولى مصريان دنبالش آمدند و او به « حلب » گريخت ، باز ايشان در پى او آمدند و او به « رقه » رفت . سپس آشتى كردند بر اينكه سيف الدوله به آنچه داشته است بسنده كند .
مسيحى گويد : ميان سيف الدوله [ حمدانى ] و ابو المظفر حسن بن طغج كه برادر اخشيد است در « لجون » جنگى سخت در گرفت و حمدانى شكست خورده با حال زار پراكندگى ، به دمشق پس نشست . مادرش در دمشق بود پس او ترسان در مرج [ شايد :
مرجا ] فرود آمده بارهايش را فرستاده ، خودش از راه « قارا » به سوى « حمص » رفت . برادر اخشيد و كافور اخشيدى به دمشق رفتند و در پايان سال به حلب آمده آشتى كردند . شكست حمدانى از [ ابو ] مظفر در كتاب « الولاة » ابو عمر كندى ص 295 نيز ياد شده است .
[ ( 1 - ) ]M. متن : لشكر رورز . تصحيح برابر خ 6 : 192 و 208 است .