مصادره كرده بود ، ابو جعفر صيمرى كار بازرسى را به ابو حسين على بن مقله باز گردانيد . معز الدوله نيز به پاس خدمت ابن مقله [ 1 ] به او ، در دورانى كه در ساحل باخترى بغداد به محاصره [ 2 ] بود ، و پس از عبور از باختر و چيرگى بر همهء بغداد و ديدار از او نيز ادامه يافته بود ، امروز او را مراعات كرده نظارت او بر كارها را پذيرفت .
سرپرستى دبيران خليفه ، نيز به ابو احمد فضل بن عبد الرحمان شيرازى [ 3 ] واگذار شده و ديههاى « خدمت » [ 4 ] كه دويست هزار دينار در سال درآمد داشت به دو تحويل داده شد .
در اين هنگام گزارش رسيد كه امير ركن الدوله [ بويه ] رى بگرفت و سراسر جبل را متصرف شد .
در اين هنگام نيز ابو بكر بن قرابه از « عكبرا » نامهء ناصر الدوله [ حمدانى ] را كه در آن از معز الدوله خواستار صلح شده بود بياورد ، او پيش از اين نيز چند بار
هامش
[ = ] ديگر جبرانپذير نخواهد بود ، و طمع روز افزون خواهد شد . معز الدوله دست موسا ابن قتاده را گرفته با خود بيرون برد و گفت جاى تو در خانهء من است ، كار خود را با رفتارى زشت چون بيرون راندن فرزندان و خانوادهء اين پير سرشناس از لانه و آشيانهشان آغاز مكن ! پس با اين مقاومت ابو جعفر صيمرى خانههاى ابو الحسن على بن عيسى به دست فرزندانش و خانههاى پسر برادرش ابو على بن عبد الرحمان ، تا پايان زندگى به دست خودش باقى ماند .
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : ابن مقله در روزگار محاصره اخبار و پيشكش به معز الدوله مىرسانيد ، پس چون بر ساحل خاورى چيره شد او را در امان نهاد و به كار مصادرت بازرگانان و شاهدان [ خ 5 : 459 و 6 : 390 ] گمارد . پس در يك نيمه روز معز الدوله تنها با يكى از مردم روبرو شد و از ترس و ناراحتى مردم آگاه گرديد ، ابن مقله را بر كنار كرد و خانههاى ابن شيرزاد و برادر و وابستگانش به آتش كشيده شد و به يكصد و هشتاد هزار درم مصادرت شد . معز الدوله پليس بغداد را به ابو العباس بن خاقان واگذار كرد .
[ ( 2 - ) ]M: زير فشار ناصر الدولهء حمدانى ( خ 6 : 129 ) .
[ ( 3 - ) ] داماد « حسن علم » شيرازى قهرمانهء مستكفى كه معز الدوله كورش كرد ( خ 6 : 124 ) .
[ ( 4 - ) ]M: متن : و « سلمت اليه ضياع الخدمة » شايد خالصههائى ويژهء خدمتگزاران بوده است .