تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
برادران على بن محتاج و خانواده و وابستگان او را دستگير كرد و برخى را بكشت و على بن موساى « زرار » را كه از وابستگان و سرداران بزرگ او بود به وسيلهء جمازان بنزد عماد الدوله فرستاد . عماد الدوله نيز با گرمى از او پذيرائى كرد ، پيشكشها داد ولى در آنچه براى آن آمده بود سست آمد ، تا به ابو على بن محتاج نامه نوشته ، از آمدن اين فرستاده و خواست او آگاه كرد ولى تأكيد كرد كه او بر دوستى خود پا برجا است و از خيانت نوح بيم دارد . ابن محتاج كه چنين ديد ، كسى را نزد ابراهيم بن احمد [ سامانى ] كه عموى نوح است ، و در موصل به عنوان يكى از سرداران ناصر الدوله [ حمدانى ] كار مىكرد ، فرستاده گفت : فرمانروائى خراسان را از آن او مىداند و از يارانش براى او بيعت گرفته است ، تا با او بر ضد نوح بجنگند . ابراهيم بن احمد را اين پيشنهاد خوش آمده ، از ناصر الدوله اجازت خواست * كه برود . ناصر گفت : ما داريم به بغداد مىرويم ، صبر كن تا برسيم ، آنگاه خليفه از كاخ خود در آنجا تو را فرمان و درفش دهد و خلعت پوشاند ، چنين فرمان براى تو با ارزش‌تر است و تو را نيرومندتر خواهد كرد . اين پيشامد در اواخر روزگار مستكفى باللّه بود . چون انتظار ابراهيم بن احمد [ سامانى ] در موصل به درازا كشيد ، براى مستكفى آن پيشامد [ 1 ] رخ داد و ناصر الدوله به بغداد سرازير شد ، فرستادگان ابو على بن محتاج به سوى ابراهيم [ سامانى ] پى در پى مىآمدند ، ابراهيم با هفتاد غلام در تكريت از آب گذشت ، به سوى « دقوقا » [ 2 ] و از آنجا به راه خراسان رفت . سپس نامهء او از رى براى ناصر الدوله رسيد كه دارد به نيشابور مىرود ، تا با پسر برادرش نوح بن نصر بجنگد . ناصر الدوله نيز خلعتهاى سلطانى و درفش فرماندهى را به نمايندگى از خليفه مطيع للّه به وسيلهء خجخج ميل كشيده [ 3 ] براى ابراهيم فرستاد
هامش
[ ( 1 - ) ]M: گرفتارى و كور شدن مستكفى به دست معز الدوله ( خ 6 : 123 ) . [ ( 2 - ) ]M: ميان اربيل و بغداد ( معجم البلدان ) . [ ( 3 - ) ]M: امير ترك شريك بجكم در ترور مرداويج . ( خ 5 : 486 ) كه توزون چشم او را ميل كشيد و كور كرد . ( خ 6 : 79 ) .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 137 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى