تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
گذاره است * و اگر بينوا مىبود ، او را با مزدى اندك راضى كرده است ، توجه نمىكردند . آرى اين خود فروختهء به همكارى با دشمن درآمده ، نيز شايستهء نكوهش نيست ، زيرا كه دولت به هنگام ترس او را پشتيبان نبود ، و در آنچه مىگفت نيز به ياريش نمىرفت . چنين بود وضع ، در بخش درآمدها . در بخش هزينه‌ها نيز ، در همان حال كه افزايش مىيافت ، بازار دبيران تخته شد ، بازرسى آنها از ميان رفت ، و مسائلى كه جاى گفتگو بسيار دارد ، پديد آمد كه آوردن برخى از آنها مستلزم آوردن برخى ديگر است و من به ناچار به آوردن برخى از آنها بسنده كردم ، تا به درازا نكشد . معز الدوله دربارهء غلامان خود نيز تندروى كرد ، اقطاعهايشان را گسترش داد ، در بالا بردن درآمدهايشان اسراف روا داشت ، تا از پس‌انداز ، براى روز مبادا ، باز ماند ، زيرا كه هزينه‌هايش پى در پى افزايش و درآمدش كاهش مىيافت ، تا دچار كسر بودجهء مضاعف شد كه مرز نداشت و هندسى تصاعد مىيافت ، پس با گذشت سالها ، به كاهش حقوق ديلميان در برابر تركها انجاميد ، كه اين خود موجب رقابت آنان گرديد . تركها به او نزديك شده ، پشتيبان او بر ضد ديلميان شدند . او به تركها رسيدگى مىكرد و دربارهء ديلميان كوتاهى مىنمود . تا بدبينى را پديد آورد و هر دو گروه را فاسد كرد ، تركها را از راه آزمندى * و ديلميان را از بينوائى . تخمهء آشوب را در ايشان كشت و با آن رفتار آبياريش كرد ، تا در اين زمينه پيشامدهائى را پديد آورد كه كوتاه شدهء آن را خواهم گفت . در اين سال چشمان « علم » قهرمانهء دربار را ميل كشيدند و سپس زبانش را بريدند . گزارش نيز رسيد كه نوح [ سامانى ] [ 1 ] فرمانرواى خراسان برادران ابو على
هامش
[ ( 1 - ) ]M: نوح پسر نصر پسر احمد سامانى ، كه پس از قيام تركان سنى عليه پدرش نصر و زندانى كردن او ، به تخت نشست . ن . ك خ 6 : 85 پانوشت .