[ بستن پيمان با حسن بن على ( ع ) ]
در سال چهلم بود كه با حسن بن على پيمان فرمانبردارى بستند . نخستين كس كه با وى پيمان بست قيس پور سعد بود . قيس سالار پيشتازان سپاه عراق بود كه گويند شمارشان چهل هزار بود و با على پيمان مرگ بسته بودند .
[ بر كنار كردن قيس و سالار كردن عبيد الله عباس ]
زان پس كه على كشته شد و عراقيان با پسرش حسن پيمان بستند ، حسن خواهان جنگ نبود . بر آن بود تا تواند از معاويه بستاند و چون ديگران بزيد و همساز گردد . حسن بدانست كه قيس در اين راى با وى همداستان نباشد . پس ، بر كنارش كرد و عبيد الله پور عباس را به جاى وى بر گماشت . عبيد الله چون از كار حسن آگاه شد و بدانست كه وى از معاويه چه مىجويد ، خود نيز نامهاى به معاويه نوشت . در اين نامه از معاويه زينهار خواست و از او درخواست تا آن چه به دست آورده ، از او نستاند [ 386 ] كه معاويه بپذيرفت .
سخن از نيرنگى كه معاويه زد
گويند : آن گاه كه لشكر حسن بن على ( ع ) در تيسپون [ مداين ] فرود آمد ، معاويه يكى را به راز در ميان لشكر او كرد . سالار پيشتازاناش قيس سعد بود كه شمارشان دوازده هزار بود . اين پيش از بركنارى قيس بود . معاويه از سوى شام آمده بود و در مسكن فرود آمده بود . مردى كه از سوى معاويه در لشكر حسن رخنه كرده بود بانگ برداشت كه :