نامهء سپيد معاويه چون به حسن رسيد چند برابر آن چه را كه در نامهء خود در پيش نوشته بود ، در اين نامهء سفيد بنوشت و آن را نزد خويش نگاه داشت . نامهء پيشين حسن نيز در نزد معاويه بود . و چون به يك ديگر رسيدند ، حسن چيزهايى را كه در نامهء سفيد و مهر شدهء معاويه نوشته بود از او خواستار شد . معاويه سر باز زد و گفت :
- « تو را جز آن ندهم كه خود به دست خويش نوشتهاى . » در ميانشان ستيز و سخن رفت و معاويه هيچ از آن چه حسن شرط نهاده بود ، به وى نداد .
[ نيرنگ معاويه با قيس سعد ]
از سويى ، مردم به گرد قيس سعد گرد شدند و براى جنگ با معاويه با قيس پيمان بستند . معاويه چون از كار عبيد الله عباس و حسن بپرداخت ، در انديشه نيرنگ زدن با كسى بر آمد كه كارش در چشم او از آن دو دشوارتر بوده و ترفندى كارسازتر مىخواسته است . وى چهل هزار سپاهى به زير فرمان داشته . به وى پيام داد و خدا را به ياد وى آورد و گفت :
- « اى قيس ، تو به فرمان كى مىجنگى ؟ آن كه از او فرمان مىبرى خود پيمان فرمانبردارى با من بسته است . » قيس سر باز زد و هيچ نرم نشد ، تا آن كه معاويه نامهاى سپيد كه مهر خويش بر پايين آن زده بود براى وى فرستاد و گفت :
- « هر چه خود مىخواهى در اين نامه سپيد بنويس كه تو راست . » [ 388 ] قيس در آن نامه سپيد براى خود و پيرواناش هر چند كسى را كشته يا خواستهاى به چنگ آورده باشند ، از معاويه زينهار خواست ، و خواستهاى براى خويش نخواست . كه معاويه بپذيرفت و بداد .
[ هوشمندان پنجگانه ]
قيس خود در شمار هوشمندان بود . در آن روزگار هوشمندان پنج كس بودند : معاويه ، عمرو عاص ، مغيرهء شعبه ، قيس سعد ، و عبد الله بديل . قيس و عبد الله بديل با على بودند و مغيره در طايف كناره گرفته بود تا دو داور را داور كردند .