تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
و مجوس آنها . خدا به كار نيك امر كرد و مختار فرمود و از كار زشت نهى كرد و بيم داد . تكليف آسان كرد و هر كس او را نافرمانى نمود بر او غالب نشد و آنكه فرمان برد مجبور نبود . پيغمبران را بىفائده نفرستاد و آسمان و زمين و آنچه ميان اين دو است بيهوده نيافريد . اين گمان كسانى است كه كافر گشته واى به حال كافران از آتش . ( پيرمرد پرسيد پس آن قضا و قدر كه ما بى آن دو سير نكرديم چيست فرمود آن امر خداست و حكم وى و اين آيه خواند :
قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
« 1 » پس پيرمرد برخاست شادان و ميگفت :
انت الامام الذي نرجو بطاعته * يوم النشور من الرحمن رضوانا
اوضحت من ديننا ما كان ملتبسا * جزاك ربك عنا منه احسانا
شارح علامه فرمود : ابو الحسين بصرى و محمود خوارزمى در اين كلام كه مجبره مجوس امتند چند وجه تشبيه ذكر كرده‌اند : يكى آنكه مجوسان بسخنان سست و عقايد فرسوده زود گسل كه باطل بودن آن معلوم است اختصاص دارند و جبر از همان قبيل است . دويم آنكه خدا ابليس را آفريد و آنگاه آفريده خود را براند و لعن كرد جبريه گويند خدا قبائح را مىآفريند بر دست بندگان و از آن تبرى ميجويد از آن جمله نكاح محارم كه به نظر هر دو باراده خداست . ديگر آنكه مجبره گفتند قدرت مقدم بر عمل نيست و مجوس گفتند فاعل خير قدرت بر شر ندارد « 2 » قضا و قدر در اصطلاح ابو على - ابو على بن سينا از قضا حكم كلى و علم كلى
هامش
( 1 ) آنچه بين الهلالين است در حديث كافى نيست . ( 2 ) اين تفاسير مبنى بر قول معتزله است كه گويند قدريه يعنى معتقدان به قدر اما جبريه گفتند قدريه يعنى نافيان قدر و اين تفسير بر خلاف رسم لغت است زيرا كه در نظاير آن مجسمه يعنى قائلان بجسم نه منكران آن و اماميه يعنى قائلان به امام و الهيون يعنى معتقدان به خدا و مسيحيون يعنى معتقدان مسيح و همچنين قدريه معتقدان به قدر است نه منكران و هر كس از قاعده لغت خارج شود بايد آن را ثابت كند .