تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
بارى در حسن و قبح عقلى سخن بسيار است حكماى پيشين بدان معتقد بودند و به عقل عملى اعمال را نيكو يا زشت ميشمردند و حكمت عملى نزد آن‌ها كه عبارت از علم اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن است مبنى بر استنباط عقلى عملى است . و در ميان طوايف مسلمين مذهب ائمه اهل بيت عليهم السّلام و معتزله همين است اما اشاعره حسن و قبح عقلى را انكار دارند و گويند همه اعمال مانند يكديگر است عدل و ظلم و امانت و خيانت و قتل و احيا و دروغ و راست هر چه خدا نهى كند زشت است و هر چه امر فرمايد زيبا است و علامه رحمه اللّه از ابو الحسين بصرى روايت كرد كه با انكار حسن و قبح عقلى هيچ‌يك از قواعد و اركان دين اسلام استوار نميشود چون اگر هيچ عمل قبيح نباشد چرا خداى پيغمبر راستگو فرستد و چرا رياكار و دروغگوى را به پيغمبرى نگزيند و چرا حكم مطابق مصلحت بندگان كند و چرا از لذات و شهوات منع فرمايد و چرا ستمكار را دوست نداشته باشد و چرا داد مظلوم از ظالم بگيرد و چرا بوعده بهشت و دوزخ وفا كند و هكذا اگر هيچ كار قبيح نباشد يا از خداى قبيح نباشد همه اين احتمالات جائز است . از بعضى قدما و متأخرين نقل ميكنند كه حسن و قبح افعال بذات آنها نيست بلكه بوجوه و اعتبار است و اگر اين نقل صحيح باشد و كسى واقعا چنين قولى داشته و شايسته باشد قول او را نقل كنند باز گفتارش نامعقول است زيرا كه مثلا اگر فعلى ذاتا نه جهت راجح داشته باشد نه مرجوح مانند سخن گفتن . ذاتا اين عمل حسن است چون جهت قبح ندارد و اگر جهات حسن و قبح به آن ضميمه شود مثل وعظ و ذكر و درس دين يا غيبت و تهمت و دروغ باز حسن ذاتى است براى وعظ و ذكر و قبح ذاتى براى غيبت و دروغ منتها آنكه گوينده قول اشتباه كرد اول سخن گفتن را عنوان كرده است سپس عناوين ضميمه را بدان ملحق ساخته و بايد اول حسن و قبح را براى همين ضمائم ثابت كند و اگر حسن و قبح افعال به چيزى كه ذاتى است منتهى نشود و همه بوجوه و اعتبار باشد تسلسل لازم آيد .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 422 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى