و هما عقليّان للعلم بحسن الإحسان و قبح الظّلم من غير شرع
حسن و قبح افعال بعقل ثابت است نه بشرع تنها براى آنكه ما يقين داريم احسان به بيچارگان و نيازمندان خوب است و ستم كردن بر مردم زشت است اگر چه در شرع براى ما نگفته باشند چون براهمه هند كه به هيچ پيغمبرى معتقد نيستند و ملحدان نيز به نيكى و بدى آنها معتقدند . و اگر گوئى اگر حسن و قبح اشياء عقلى باشد نبايد ميان مردم در آن خلاف افتد مثلا براهمه هندوستان كشتن چهارپايان را قبيح ميشمارند و گوشت نميخورند و ما قربانى را عبادت ميدانيم و اگر قباحت آن عقلى بود ما هم قبيح ميدانستيم در جواب گوئيم اختلاف مردم دليل آن نيست كه مردم هند حسن و قبح آزار حيوان را بشرع دانستند زيرا كه هنديها بشرع قائل نيستند بلكه اختلاف در حسن و يبح مانند اختلاف در مسائل علم طبيعى و الهى است در مسائل رياضى شايد اختلاف كمتر باشد مثلا دو نصف چهار است به اعتقاد همه كس چنگيز باشد يا سلمان فارسى .
اگر گوئى حسن و قبح اشياء اگر عقلى باشد بايد براهمه و ملاحده دريابند حسن حج يا روزه ماه رمضان و امثال آن را با اينكه ملاحده را برأى العين مشاهده ميكنيم در عين آنكه اعانت به فقرا را نكو ميدانند روزه ماه رمضان را مسخره ميكنند و باعمال حج ميخندند و مسلمانان هم وقتى ميخواهند آنها را به حج و روزه خود اقناع كنند فوائد ديگر را به ياد آنها مىآورند مثلا بايد به حج رفت تا بيماران و گرمازدگان را علاج كرد يا روزه بايد گرفت براى سلامت مزاج و اينكه مقدارى از غذاى خود را بفقيران داد و گرنه خود حج و روزه را كار خوبى نميدانند در جواب گوئيم ادعا نكرديم همه جهات حسن و قبح همه اعمال را همه مردم ادراك ميكنند چنان كه در عقل نظرى نميگوئيم همه اسرار هستى را همه ادراك كردهاند .
و لانتفائهما مطلقا لو ثبتا شرعا .
اگر حسن و قبح عقلى نباشد شرعى هم ثابت نميشود زيرا كه چون دروغ گفتن قبيح نيست اگر پيغمبرى هم كه نبوت او ثابت شده خبر دهد كه دروغ قبيح است از او
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٢٣