خداى راست مسلم بزرگوارى و لطف * كه جرم بيند و نان برقرار ميدارد
و حكماى پيشين گفتند جواد آن است كه غرض تكميل در فعل خود ندارد و پس از اين ذكر آن خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى .
و الملك .
يعنى واجب الوجود بودن دليل ملك است . ملك يعنى پادشاهى قائم بسه چيز است يكى آنكه از ديگران بىنياز باشد دويم آنكه ديگران نيازمند او باشند سيم آنكه در همه چيز تصرف تواند كرد و كسى از او مؤاخذه نكند .
و التّمام و فوق التّمام .
از صفات خداى تعالى تمام و فوق التمام را شمرد و اين نام اگر از شرع وارد نشده باشد نيز اطلاق آن بر حق رواست و از ( وصف بما لم يصف نفسه بها ) نيست و در اصطلاح تمام بدان معنى گويند كه هيچ كمال نيست كه او نداشته باشد و بيش از اين كه هست نخواهد شد نه در ذات و نه در صفات حقيقى و اضافى و از آفرينش خلق چيزى بر او افزوده نشود و فوق التمام آن است كه فيض او به علت كمال او است كه مقتضاى پرى لبريزى است و بعبارة ديگر چون كامل بود آفريده نه چون آفريد كامل شد و نقص از خود رفع كرد .
و الحقّيّة .
خداى تعالى حق است و حق بر چند معنى نزديك به يكديگر اطلاق مىشود . اول حق بمعنى ثابت دويم بمعنى ثابت جاودان و سيم بمعنى درست اگر نسبت به عقيده يا كلام دهيم يعنى اعتقاد درست و كلام درست . و صادق يعنى راست همان حق است و راست و درست مانند دو كلمه مترادف استعمال ميشوند چه بگوئيم كلام راست و چه بگوئيم درست است و اهل دقت گفتند كلام راست يا صادق يعنى آن كه مطابق واقع است و درست يا حق يعنى واقع مطابق اوست و خداى تعالى حق است و هر حقيقتى را او كسب حقيقت كرده است .