قبول نميتوان كرد چون شايد دروغ گويد و نيز پيغمبرى او هم ثابت نميشود چون خلاف حكمت بر خدا قبيح نيست و تصديق دروغگو نيز قبيح نيست و بعيد نيست كسى بدروغ دعوى نبوت كند و خداى تعالى معجزات بر دست او جارى سازد و او را تصديق نمايد و او هم بسيارى چيزها را كه خدا منع نكرده و يا امر نفرموده براى مردم حرام و واجب گرداند . بالجمله وقتى قبيح نباشد همه اين احتمالات رواست .
و لجاز التّعاكس .
و نيز اگر قبح و حسن عقلى نباشد احتمال آن دارد كه كشتن بىگناهان نيكو باشد و احسان بدرماندگان عملى زشت .
و يجوز التّفاوت في العلوم لتفاوت التصوّر .
اشعريان گفتند اگر حسن و قبح عقلى بود نيكى و بدى هر عمل بر ما واضح بود چنان كه ( كل از جزء بزرگتر است ) بر ما واضح است جواب آن است كه بسيارى از ضروريات بر بعضى مردم مخفى مىشود براى آنكه تصور آن نكردهاند و نيز ما دعوى كرديم حسن و قبح عقلى است نه ضرورى و شرح اين گذشت در ضمن شرح « و هما عقليان »
و ارتكاب أقلّ القبيحين مع إمكان التّخلّص .
اشعريان گفتند اگر حسن و قبح عقلى باشد جهات با يكديگر تعارض كنند و انسان فرو ميماند و نميداند چه كند مثلا دروغى كه پيغمبرى را از قتل برهاند . دروغ قبيح است و رهانيدن پيغمبر واجب . و نيز اگر كسى وعده دهد فردا دروغى خواهم گفت ، اگر دروغ بگويد قبيح است و اگر نگويد خلاف وعده و آن هم قبيح است .
در جواب بايد گفت اين سخن منافى دعوى ما نيست زيرا كه نجات دادن پيغمبر نيكو است در عقل و دروغ گفتن زشت است در عقل . و عاجز بودن يكتن از عمل بمقتضاى هر دو موجب آن نيست نجات پيغمبر نيكو نباشد يا دروغ قبيح نباشد چنان كه ظالمى كه بر شهرى مسلط است و از كشتن و غصب اموال و زجر و آزار خلق دريغ ندارد نجات دادن مردم از شر او نيكو است و كسى نميتواند اين عمل واجب را انجام دهد عجز دليل
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٢٤