تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
يعنى شروع جدائى از هيچ نيست بلكه جدائى اول ندارد كه پيش از جدائى جدائى ديگر نباشد بلكه پيش از هر جدائى جدائى است و پيش از همه جدائيها اتصال است يعنى عدم جدائى در آنى است متصل به زمان جدائى . بارى وقوع در زمان گاه بتدريج است مانند حركت كه جزء جزء آن با جزء جزء زمان منطبق است و گاه به غير تدريج مثل جدائى كه با زمان منطبق است و خود يكى است . و حدوث العالم مستلزم حدوثه . پيش از اين ثابت كرديم كه عالم حادث است از جمله زمان نيز حادث است ( رجوع به صفحه 226 ) شود و در اين كلام اشاره برد بعض متكلمين است كه ميگويند خداى تعالى بر عالم تقدم زمانى دارد يعنى خدا در زمانى بود كه عالم نبود گوئيم آن زمان كه پيش از عالم تصور كنيم موهوم است مانند آنكه ميان ظهر و عصر در يك روز هزار سال فرض كنيم و نيز ردّ بر كسانى است كه زمان را قديم ميدانند .

در مقوله وضع

السّادس الوضع و هو هيئة تعرض للجسم باعتبار نسبتين . مسأله هفتم در مقوله وضع است . ششمين از اعراض وضع است و وضع در اصطلاح معقول بر سه معنى گفته مىشود . 1 - آنكه چيزى قابل اشاره حسى باشد و در جهتى از جهات فضا قرار گرفته باشد مانند نقطه سمت الراس و جنوب و شمال يا جسم كواكب و عناصر و غير آن . 2 - نسبت أجزاى جسم به يكديگر مثل راست بودن و كج بودن . 3 - نسبت اجزاى جسم به يكديگر و بخارج مثل ايستاده و نشسته و بر پشت خفته و فرق دويم و سيم به اين است كه راست بودن بر انسان ايستاده و خفته هر دو اطلاق مىشود و اين وضع بمعنى دويم است و ايستاده بودن براست بودن قامت تنها كافى نيست بلكه بايد سر به طرف آسمان و پاى به طرف زمين باشد و آنكه به پشت خفته يا راست ايستاده