فعل و انفعال
الثّامن و التّاسع أن يفعل و أن ينفعل .
مسأله نهم - هشتم و نهم از اعراض را أن يفعل ناميدند يعنى اينكه كارى كند و أن ينفعل يعنى اثرى را بپذيرد و به صيغه فعل مضارع آوردند يعنى در آن هنگام كه فاعل و منفعل در كارند اين دو عرض محقق است و پس از آن محقق نيست مثلا آتش آب را گرم مىكند . تأثير آتش در آب چيزى است زائد بر گرمى خود آتش چون هر چيز كه صفتى دارد لازم نيست از صفت خود به ديگرى بدهد مانند زردى طلا و نيز پذيرفتن گرمى در آب صفتى است زائد بر سردى يا گرمى آب چون ممكن است آب از بسيارى از اشياء صفت آن را نپذيرد .
و اين تأثير و تأثر بسته باعتبار و تصور اعتبار كنندگان نيست چون مؤثر اثر مىكند و متأثر اثر مىپذيرد بىآنكه كسى بداند چنان كه ترشحات معده ما غذاها را تحليل ميبرد و ما از آن خبر نداريم و بعضى اشياء تأثير آن ترشحات را نميپذيرد و بعضى ميپذيرد بيشتر و كمتر يعنى تحليل نميرود يا تحليل ميرود زود يا دير و معده شترمرغ آهن را آب مىكند و سنگدان مرغ اهلى نميكند بارى تأثير و تأثر چيزى است زائد بر صفات ديگر و چون تأثير و تأثر بپايان رسد فعل و انفعال گويند و نتيجه آن عرضى ديگر است مانند كم و كيف و امثال آن .
و الحقّ ثبوتهما ذهنا و إلّا لزم التّسلسل .
مصنف پيروى متكلمان كرده است كه دو مقوله فعل و انفعال معنى ذهنى هستند نه حقيقت خارجى و جواب آن از آنچه گفتيم واضح گشت اما متكلمين گويند اگر تأثير در علت عرضى باشد مثلا گرم كردن آب عرضى است مانند ساير صفات عارض