تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
حركت مركب آن را گويند كه جسمى حركت ذاتى كند و حركت عرضى با آن آميخته شود مانند مورى كه بر آسيا راه ميرود و آسيا را ميگردانند و حركت مورچه اگر موافق جهت حركت آسيا باشد به قدر مجموع هر دو است و اگر بر خلاف آن باشد به قدر فزونى يك حركت است بر حركت ديگر . و لا يعلّل الجنس و لا أنواعه بما يقتضى الدّور . مراد از جنس در اينجا كون است باصطلاح معتزله يعنى أين چون آنها بودن شيء را در مكان كون ميگويند و أين به نظر آنها جنسى است شامل چهار نوع حركت و سكون و اجتماع و افتراق و ابو هاشم گويد كائنيت علّت كون است با آنكه كائنيت معنائى غير كون نيست و اگر اين گونه اعتبار كنيم كه كون مصدر است و كائن اسم فاعل است و كائنيت مصدر جعلى مشتق از اسم فاعل است پس كائنيت پس از كائن و كائن پس از كون است و اگر علّت كون باشد پيش از كون خواهد بود و دور مىشود و سخن ابو هاشم به هرحال غير معقول است پس كون و انواع آن كه يكى حركت است نتوان معلول چيزى قرار داد كه از آن دور لازم آيد و شارح علامه فرمود آنكه حقيقة علت است و جسم را در مكانى قرار ميدهد كه پيش از آن در آن مكان نبود حركت است و حركت تابع ميل پس علت كون ميل است . الخامس المتى و هو النّسبة إلى الزّمان أو طرفه بالحصول فيه . مسأله ششم در متى پنجمين از اعراض و متى در زبان عربى كلمه سؤال است بمعنى كى و چه زمان ؟ و آن نسبت شي است به زمان يا طرف زمان نه هر گونه نسبت بلكه فقط واقع شدن در زمان متى است مثلا فاعل زمان يعنى علت آن را به متى متصف نسازند . يا اگر چيز در طرف زمان واقع شود مانند وصول به منتهى يا وسط مسافت كه در يك آن است . بايد دانست كه گاهى وقوع چيزى در زمان مانند مكان است يعنى همه حادثه با همه زمان منطبق باشد مانند روزه از اول صبح تا شب و گاهى در مقدارى از زمان