دو يمين از اعراض نهگانه كيف است .
جنس عالى باصطلاح منطقيين حد ندارد زيرا كه ماهيت جنس عالى بسيط است و جنسى بالاتر از آن نيست تا بجنس و فصل تعريف كنند بلكه بخواص آن تميز بايد داد و پس از تميز دادن شناختن ماهيت آنها بديهى است و گاه باشد كه يكى از خواص اعم باشد يعنى خاصه نباشد در آن وقت بايد چند صفت را با هم ضم كرد تا اختصاص يابد و مشخص شود نظير آنكه گويند « خفاش پرنده است كه بچه ميزايد » پرنده اختصاص بخفاش ندارد اما پرنده كه بزايد خاص خفاش است . پرندههاى ديگر تخم ميگذارند و زايندهاى ديگر نميپرند . در تعريف كيف نيز چند صفت عدمى را با هم تركيب كردند گفتند كيف عرضى است كه ذاتا تقسيم نميشود و نسبت در ذات او نيست بر خلاف كم كه ذاتا تقسيم مىشود و ساير اعراض كه حاوى معنى نسبتاند مانند زمان و مكان و غير آن كه منسوب بوجودى خاص باشد و گرنه زمان غير منسوب نوعى از كم است چنان كه گذشت اما زمان منسوب به چيزى متى است .
و أقسامه أربعة .
مسأله دويم - كيف چهار نوع است : اول كيف محسوس مانند رنگ و بوى و آواز دوم كيف نفسانى مانند علوم و ارادات و اخلاق . سيم كيف استعدادى مانند سختى و نرمى يعنى فشارپذير بودن . و نبودن چهارم كيفيات مختص بكميات مانند استقامت خط و زوجيت عدد .
فالمحسوسات إمّا انفعاليّات و إمّا انفعالات .
مسأله سيم در بحث از كيفيات محسوسه . و آنها مانند رنگ اگر زود بر طرف شوند و نمانند انفعالاتشان گويند چون سرخى روى شرمسار و اگر دير بپايد انفعاليات مانند سرخى ياقوت .
و هي مغايرة للأشكال لاختلافهما في الحمل ،
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٩٣