تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
حس مشترك نيز يك چيز را ادراك ميكنيم با چند صفت و اگر بخواهيم چيز ديگر را ادراك كنيم بايد از ادراك اول منصرف شويم و قوه متفكره و متخيله همچنين اگر در يك مطلب به كار بيافتد از مطلب ديگر ميماند و نميتواند هم شعر بگويد و هم مسأله رياضى حل كند و قوه واهمه همچنين . اما حافظه صور بسيار روى هم متراكم دارد . گروهى اشعار بسيار از حفظ دارند و گروهى احاديث و گروهى مسائل علمى مانند كتاب شفا و حافظ قرآن بيش از حد احصا است پس بايد گفت قوه حافظه هر ادراكى مجرد است نه جسمانى خواه حافظ صور باشد يا حافظ معانى جزئيه يا كليه . و نيز گوئيم در آن دو احتمال است : يكى آنكه صور و معانى در جائى منقوش و محفوظ است و هنگامى كه انسان شعرى را پس از غفلت يا فراموشى به ياد مى آورد از جائى كه موجود است برمىدارد و در پيش حس مشترك و واهمه حاضر ميسازد يعنى ياد آوردن نقل از محلى است مغفول به محلى حاضر . احتمال دويم آنكه حافظه ملكه‌ايست در نفس كه بسبب تمرين و تكرار براى او حاصل مىشود و ميتواند صورتى جديد در حس مشترك ايجاد كند مطابق صورت سابق . چنان كه بسبب تمرين در خط ملكه براى نفس حاصل مىشود كه ميتواند دست خود را به نوشتن خطوط تازه وادارد . همچنان كه در دست ملكه نوشتن خطوط غير - متناهى بالفعل موجود نيست تا متراكم و مزاحم باشند بلكه خطى بعد از خطى مىنويسد همچنين در خزينه حافظه و آن جزء دماغ كه قوه حافظه در آن هست صورتهائى بالفعل موجود نيست بلكه ملكه و قدرت و قوت آن هست و از تراكم آنها تزاحم نميشود . اگر احتمال اول را قبول كنيم قوه حافظهء مطلقا مجرد است و اگر احتمال دوم صحيح باشد لازم نيست آن را مجرد بدانيم اما علل ديگر هست كه ناچار بايد صورت خيال را مجرد دانست چنان كه مذهب صدر المتالهين قدس سرّه است . و لرؤية القطرة خطّا و الشعلة دائرة . دليل ديگرى است بر اثبات حس مشترك كه انسان چون بدانه باران نظر كند كه از آسمان فرو ميريزد هر دانه بنظرش خطى مستقيم باشد و شعله جواله يعنى آتشگردان
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 279 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى