تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
منطبع مىشود و از صورت منطبع در آينه صورت ديگر در چشم ما ؛ و آن را رد كرد كه اصلا صورت در آينه منطبع نميشود زيرا كه اگر صورتى در آينه نقش بسته بود مانند نقش روى كاغذ كه بتغيير وضع كاغذ محو نميشود و محلش تغيير نميكند صورت آينه هم تغيير نميكرد . و ما گوئيم هيچ لازم نيست صورت در آينه منطبع شود و لو بقول مشائين بلكه نور شيء مرئى بايد در چشم منطبع شود و آينه وسيله رسانيدن نور است به خط منكسر نه واسطه در انطباع . و إن عرض تعدّد السّهمين تعدد المرئىّ : در بيان سبب حول است يعنى يكى را دو ديدن بقول آنها كه ديدن را بخروج شعاع گفته‌اند . معتقدند كه چون دسته شعاع به شكل مخروط از چشم خارج شود هرگاه دو سهم مخروط برد و جاى مرئى قرار گيرند انسان دو مرئى ميبيند و اگر بر يك جا قرار گيرد يكى مىبيند . مثلا نقطه‌هاى ب و ج در جليديه چشم قرار دارد و دو خط ب د و ج ه دو سهم مخروطند در يك شكل د و ه بيك نقطه منتهى شدند و در شكل ديگر به دو نقطه پس مرئى را كه خط ط ك است در صورت اول يكى مىبيند و در دومى دو خط . و ديگران گويند بيننده چشم نيست و گرنه هميشه يكى را دو ميديديم چون در هر چشم يك صورت منتقش مىشود غير ديگرى چنان كه با دو دست اگر يك چيز را مس كنيم با چشم بسته نميدانيم يك چيز را مس كرده‌ايم . علت آنكه دو صورت جليديه را يكى مىبينم آن است كه نقش صورت از چشم بعصب باصره مىپيوندد و هر دو عصب از هر دو چشم در يك جا بهم مىپيوندند و ادراك‌كننده روح يعنى نيروئى است در محل تلاقى دو عصب . اگر در ملتقى دو عصب آسيب باشد كه هر دو صورت بيك جا منتهى نشود حول باشد .