تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
را كه مىبينيم مانند همه معلولات كه به علت وابسته است آن هم بوجود ما وابسته و بغفلت ما معدوم مىشود و نوعى تجرد خيالى دارد و البته انطباع و شرائطى كه مشائين گفتند و سلامت جليديه و اعصاب و آلات ادراك معدات است براى ادراك با شرائط آن و در حقيقت قول صدر المتالهين منافى با قول ابو على و مشائين نيست و هيچ‌كس توهم آن نخواهد كرد كه صرف انطباع صورت در بلور و جسم شفاف سبب ديدن آنها باشد چنان كه برخورد جسمى با جسم ديگر موجب ادراك لمسى نيست تا نفس مستولى نباشد و صفات جسم ملموس براى او حاصل نشود . و حاجى ملا هادى در منظومه فرمايد .
و صدر الآراء هو رأى الصدر * فهو بجعل النفس رأيا يدرى
( صفحه 283 چاپ ناصر الدين شاهى . ) و اگر گوئى علم مناظر و مرايا با آن متانت و دقت مبنى بر قول بخروج شعاع است و چگونه ميتوان مبناى چنين علم متقن را باطل دانست گوئيم : اين علم نه مبنى بر - خروج شعاعى است كه طبيعيان گويند يعنى حقيقة نورى از چشم بيرون مى آيد بلكه شعاع در علم مناظر و مرايا فرض رياضى است چنان كه گويند خطى از جليديه چشم فرض ميكنيم امتداد دهيم بمرئى منتهى شود يا دو خط به دو طرف مرئى رسد . فإن انعكس إلى المدرك أبصر وجهه . اگر گوئيم ديدن بخروج شعاع است و شعاع از چشم بيننده بيرون رود و به جسم صيقلى مانند آئينه برخورد و باز به چشم برگردد در اين حال بيننده روى خود را خواهد ديد و بنابر قول ابو على و مشائين چون نور از جسم مرئى جدا شود و بآينه رسد و از آئينه و امثال آن منكسر شده به چشم بيننده برخورد آن را خواهد ديد بارى ديدن در آئينه بنابر دو قول فرق ندارد چون در قول مصنف شعاع از چشم خارج مىشود بآينه ميرسد و بسبب آئينه برمىگردد و بقول مشائين نور از مرئى بر آئينه ميتابد و از آن منعكس مىشود به چشم بيننده و شارح علامه فرمود بر قول انطباع صورت اشياء در آينه