تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
غذا از محل خود خارج شود دردهاى سخت پديد مىآورد . سيم قوه هاضمه از قواى عجيبه بدن انسان و حيوان است چون اجسام غذائى بدين صورت و مزاج كه دارند لايق آنكه جزء بدن شوند نيستند بلكه هر عضوى از اعضاى بدن را غذاى عضو ديگر مناسب نيست و بايد غذا در خود بدن طبخ و نضج بيند و پخته شود و بعضى مواد كه از بدن ترشح مىشود با آن آميخته گردد و مزاجى نو حاصل شود . اگر نان را به همين حالت كه هست داخل گوشت بدن كنند غذا نميشود بلكه در معده در حرارت غريزى بدن با اندكى ترشى خاص و مواد ديگر كه خداى تعالى در نسج معده مقرر فرمود و خود ميدانست هر غذا را چه اندازه از آن لازم است از معده تراوش شود و غذا مزاج خاص پيدا مىكند كه پيش از آن نبود آن مواد هاضمه كه از معده تراوش مىشود اگر نباشد غذا هضم نميشود و كسى نميداند آن را چگونه بايد ساخت مگر از خود معده حيوانات بگيرند . پس از آن شيره خالص غذا كيموس از عروق ماساريقا كه به زبان امروز شيليفرو مزانتريك ميگويند از ديواره روده‌ها و اعالى معده جذب مىشود تا وريد معروف بباب الكبد و وارد خون وريد شده در كبد هضم ديگر مىبيند و در آنجا غذا به صورت خون است و هضم آن خود تفصيل دارد تا خون حامل غذاهاى مختلف بدن كه دو هضم ديده‌اند از كبد داخل وريد اجوف مىشود و آن رگى بزرگ است و خون كه غذاها را از كبد گرفته بتوسط اجوف به همه بدن منتشر مىشود و يك راه نيز بكليه دارد كه همه خون اجوف و غذاهاى محموله آن ناچار بايد از كليه عبور كنند و باصطلاح امروز قرنطينه شوند تا هر چه سمّ و مضرات و زوايد از غذاها در خون مانده بتوسط بول دور ريخته شود بارى غذا در رگ و عروق نيز هضم سيم مىبينند تا لائق آن شوند كه جزء بدن گردند و هضم چهارم در خود اعضا است زيرا كه خون غذاى مناسب هر عضوى را همراه دارد و بايد استخوان بدن غذاهاى خود را از خون فراگيرد و مردمك چشم نيز و غذاى هيچ‌يك مناسب ديگرى نيست مگر خود چشم از غذا چيزى مناسب خود سازد و استخوان مناسب خود و اين هضم آخرين هضم چهارم است .