تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
چهارم قوه دافعه كه هر چه به كار نيايد براند و بيرون كند يا چيزى كه در جاى خود نيست بجاى مناسب خود براند مثلا غذا را از معده بيرون كند و در رودها از جائى به جائى براند و زايد را از تن بيرون كند مثلا عرق بدن و اشك چشم و چربى و امثال آن را و شايد موى و ناخن هم به دو جهت دفع شوند . و تفصيل اين مطالب را جاى ديگر بايد خواند و مردم امروز در اين علوم وقت بسيار صرف مىكند اما از دو غرض مهم كه بايد ما بدان متوجه باشيم خالى است يكى آنكه مردم امروز چنان نمىآموزند كه اين قوى آلت نفس مجرد است از عالم امر تا خواننده عارف مقام خود گردد و نفس را بشناسد و در صدد تهذيب آن برآيد و بالجمله به ياد آخرت افتد . ديگر آنكه متوجه حكمت و عنايت پروردگار و مصالحى كه در آن به كار رفته نميشوند تا خالق آن را بشناسند و آن را نسبت بطبيعت ندهند . و نظر علماى كلام از اين بحث به چيزى است كه در روش آموزش زمان ما به كار نميبرند بر خلاف كتب كلام و حكمت قديم و بالجمله بايد طبيعيات را نيز بروش قديم خواند . و قد تتضاعف هذه لبعض الأعضاء . بسا در بعض اعضا چند قوه با هم باشند مانند معده كه هم جاذب غذاست و هم ماسك آن ، هم هضم مىكند و هم دفع مىكند بسوى كبد و كبد نيز ، بلكه ميتوان گفت همه اعضاى هاضمه جامع چهار قوتند مگر بعضى عروق كه قوه ماسكه ندارند . و النّموّ مغاير للسّمن . نمو زيادتى جسم است بسبب اتصال جسم ديگر بدان از همان نوع به شرط آنكه در آميخته گردد با آن . و آن غير فربهى است و همچنين ذبول غير لاغرى است . گاه باشد كه سن نمو گذشته و انسان در حال توقف است اما فربه مىشود مانند پيران كه اجزاى اصليه خشك شده و سخت گشته قابل نمو نيست و زيادتى غذا قدرت نفوذ و بزرگ كردن آن ندارد پس نمو محقق نميشود اما غذا خلل و فرج اجزا را ميگيرد .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 267 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى