تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
حادثة فإنّها لا تخلو من الحركة و السّكون و كلّ منهما حادث و هو ظاهر . مسأله ششم - در حدوث اجسام است و شارح علامه فرمود اين بحث بزرگترين و شريفترين مسائل اين كتاب است و ميان حكماى پيشين يعنى يونانيان و متكلّمين اسلام در آن خلاف و مشاجره‌اى است سخت خردمندان در آن سرگردان . مسلمانان و يهود و نصارى و مجوس اجسام را حادث ميدانند و غالب حكما قديم انتهى . اختلاف در حادث و قديم زمانى است و گرنه حكما هم اجسام را مخلوق خدا ميدانند و ما گوئيم بسيارى از مقدمات و توضيحات در اين مسأله بيش از اين گذشت و ما بتكرار از آن نمىپردازيم اما بنكاتى چند اشارت ميكنيم : 1 - شارح علامه رحمه اللّه فرمود : مسلمانان و ساير ملل آسمانى اجسام را حادث ميدانند و ما گوئيم رأى آنها را از آنجا دانستند كه به نظر عامه مردم نصارى و يهود و غيرهم معتقدند چيزى كه قديم باشد مخلوق خدا نيست و چون همه بخدائى خدا اقرار دارند و عالم را مخلوق او ميدانند پس بايد آن را حادث دانند چون در نظر جمهور مليين علت احتياج حدوث است نه امكان بلكه زنادقه قديم پيوسته از خداشناسان دليل حدوث عالم را ميخواستند تا اقرار به خدا كنند علامت آن است كه زنادقه آن عهدهم بيشتر علت حاجت را حدوث ميدانستند « 1 » ( رجوع بصفحه 42 تا 44 شود )
هامش
( 1 ) حدوث ذاتى و تقدم طبعى را مردم در قلب خود ادراك كرده‌اند چنان كه اگر كسى بپرسد دست حركت كرد پس از آن كليد يا كليد حركت كرد پس از آن دست ؟ جواب دهند اول دست پس از آن كليد بتبع دست اما در مقام تقرير و بيان نميتوانند فرق اين تقدم را با تقدم زمانى بازگويند مانند واجب و ممكن و ممتنع كه در اول كتاب گفتيم . بعضى اوقات ائمه ما عليهم السلام بحدوث ذاتى استدلال كردند و امكان را علت حاجت فرمودند چنان كه در كتاب توحيد صدوق ره روايت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام است در جواب ابن ابى العوجاء كه پرسيد اگر اشيا بكوچكى خود بمانند و با فزودن و اتصال بزرگ نشوند و تغيير نكنند چگونه حدوث
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 221 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى