و يجوز خلوّها عن الكيفيّات المذوقة و المرئيّة و المشمومة كالهواء .
مسأله چهارم - جائز است اجسام طعم نداشته باشند يا ديده نشوند و بوى از آنها شنيده نشود مانند هوا كه هيچ ندارد اما ملموسه را نام نبرد زيرا كه حرارت و برودت در هر جسم هست و مسموعه را نام نبرد چون صوت از لوازم اجسام نيست و گويند اشعريان جسم بىرنگ را انكار كردند و فايده در اين بحث نيست .
و يجوز رؤيتها به شرط الضّوء و اللّون و هو ضرورىّ .
مسأله پنجم - ديدن هر جسم ممكن است به شرط روشنى و رنگ و اين حكم بديهى است و اگر روشنى نباشد يا جسم بىرنگ باشد مانند هوا ديده نميشود و شارح علامه فرمود عقلاى جهان بر آن اتفاق كردند و مخالفى در آن نمىشناسم پس جسم بالذات ديدنى نيست و ديدنى رنك است و روشنائى .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢١٩