تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بدرون آن نفوذ كرده و بعضى متكلمين معتزله در ذوق و سليقه با سخيف‌ترين مذاهب طبيعى يونان قديم موافقند مانند جزء لا يتجزى و منحصر بودن موجود در محسوس و انكار مجردات و غير متناهى بودن فضا و معدوم بودن غير ماده مرئى و جائز بودن خلأ و غير آن و يكى بودن حقيقت اجسام رأيى است كه از پيروان ذى مقراطيس اقتباس كرده‌اند آنها ميگفتند عناصر چهارگانه همه يك حقيقتند و ذراتى كه در تركيب آنها به كار رفته همه در ماهيت مثل يكديگرند تنها اشكال اين ذرات مختلف است و پنج شكل مجسم متشابه كه اقليدس ثابت كرده است آنها براى اتمهاى خود ثابت كردند هرم مثلث ، مكعب ، و دوازده - ضلعى مخمس و بيست ضلعى مثلث الى غير ذلك . و چون اين مذهب بىاندازه سخيف است و توهم نميرود كسى در حكمت عربى بدان قائل شود مؤلف كتاب اختلاف را حمل بر وجهى معقول كرده است . و معتزله معتقد بودند اگر حقيقت اجسام يكى باشد معجزه انبيا در تبذيل صور به يكديگر توجيه مىشود و الا نميشود ( رجوع به شوارق شود ) . و الضّرورة قضت ببقائها . مسأله سيم - عقلاى جهان غير نظام گويند اجسام باقى هستند و از او نقل كرده‌اند كه اجسام پيوسته در تبدل و تغيرند مانند اعراضى كه ثابت نميمانند يعنى مزه و رنگ و امثال آن البته حكماء و متكلمين كه ميگويند ممكنات در بقاء محتاج بعلتند مانند نور كه محتاج بچراغ است درباره اجسام هم خواهند گفت محتاج بعلتند و پيوسته نعمت وجود بر اجسام افاضه مىشود تا بمانند و گرنه مانند چراغ خاموش ميگردند و اين سخنى معقول است و اكنون بحث در اين گونه بقاء نيست شارح علامه فرمود شايد نظام هم همين معنى خواسته و ناقلان در غلط افتادند . بعضى حكماء به حركت جوهرى قائلند در طبيعت عالم جسمانى و در كتب بعض فلاسفه يونان و بزرگان عرفا نيز اشارتى بدان هست اما مقصود مؤلف بحث حركت جوهرى نيز نيست .
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى ) — صفحة 218 | العلامة الحلي / علامه حلى / ابو الحسن شعرانى