مىكردند از اين رو زندان ديگرى ساخت به نام « مخيّس » با ياء مشدّد مفتوح يا مكسور و احتمالا عمر قبل از اينكه خانهاى بخرد و آن را زندان قرار دهد در چاهها زندانى مىكرده است ؛ زيرا بيهقى روايت كرده دربارهء نافع بن عبد الحارث كه وى خانهاى از صفوان بن اميه به مبلغ چهار هزار درهم براى زندان عمر بن خطاب خريد . « 1 »
سپس مىگويد : سلطان ابو الأملاك ، مولا اسماعيل بن شريف علوى از علماى فاس ؛ از قاضى بردله ، مناوى ، ابن رحال و ديگران پرسيد : اوّلين كسى كه زندان ايجاد كرد چه كسى بود ؟ و چگونه مردم در چاه زندانى مىشدند ؟ و جمع ميان گفتهء سيوطى كه مىگويد :
اوّلين كس على - عليه السلام - بود و آن چه ابن فرحون گفته كه اوّلين كس عمر بود ، پس از اينكه مملكتش گسترش پيدا كرد ، چگونه است ؟
شيخ مناوى جواب داد : تعارض ميان گفتهء ابن فرحون و سيوطى بدين صورت حلّ مىشود : اينكه سيوطى مىگويد : على اوّلين كسى بود ؛ يعنى اوّلين كسى بود كه بناى خاصّى از اوّل به عنوان زندان ايجاد كرد ولى آن چه عمر كرد اين بود كه خانهاى را كه محل سكونت يا براى كار ديگرى بود خريد و از آن به عنوان زندان استفاده كرد . امّا منظور از زندانى كردن در چاه : مقصود از چاه ، سردابها و زندانهاى زيرزمينى است كه گاهى آن قدر بزرگ بود كه صدها نفر در آنجا مىگرفتند به ويژه ساختههاى پادشاهان قديم كه از نظر استحكام براى كسانى ساخته شده بود كه بسيار قوى بودند و با زمانهاى بعد قابل قياس نبودند و نامگذارى به چاه براى اين بوده است كه اين زيرزمينها به چاه شباهت داشته در زمين حفر شده بودند و درهاى ورود و خروجشان بسيار تنگ بوده است . « 2 »
3 . ابن همام گويد : در زمان پيامبر و ابو بكر ، زندان وجود نداشت در مسجد يا دهليز زندانى مىكردند تا اينكه عمر خانهاى در مكه به چهار هزار درهم خريد و آن را زندان قرار داد . گفته شده : در زمان عمر و در زمان عثمان نيز زندان نبود تا زمان على - عليه السلام - كه وى زندان ساخت و آن اوّلين زندانى بود كه در اسلام بنا شد . « 3 »
4 . ابو اسحاق شيرازى : مستحب است قاضى زندانى داشته باشد ؛ زيرا عمر خانهاى در مكه خريدارى كرد به چهار هزار درهم و آن را زندان قرار داد و على - عليه السلام - زندان
هامش
( 1 ) . نك : عمدة القارى ، ج 12 ، ص 263 ؛ احكام السلطانيه ، ص 190 ؛ ردّ المحتار ، ج 4 ، ص 313 ؛ منهاج الطالبين ، ج 4 ، ص 345 ؛ بستانى ، دائرة المعارف ، ج 9 ، 508 ؛ فريد وجدى ، دائرة المعارف ، ج 5 ، ص 50 .
( 2 ) . تراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 297 - 299 .
( 3 ) . شرح فتح القدير ، ج 5 ، ص 471 ؛ مصنّف عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 147 ، ح 9213 .