تعزير از ديدگاه فقيهان
1 . محقق حلّى : هر كارى كه كيفر مشخصى دارد ، حد ناميده مىشود و هر كارى كه كيفر معيّنى ندارد تعزير . « 1 »
2 . شهيد ثانى : تعزير در لغت ، تأديب است و در شرع ، عقوبت يا اهانتى است كه غالبا در اصل شرع مقدار آن معيّن نشده است . « 2 »
3 . سيّد على طباطبائى : . . . اگر عقوبتى مقدارش معيّن نبود ، تعزير ناميده مىشود و از نظر لغت به معناى تأديب است . « 3 »
4 . شيخ محمد حسن نجفى : امّا تعزير ، پس اصل در آن مشخص نبودن مقدار آن است و غالبا چنين است ، ولى در مورد برخى از مصاديق آن در روايات مقدار آن مشخص شده است . . . . « 4 »
5 . ماوردى : تعزير ، تأديب بر گناهانى است كه براى آنها « حد » تشريع نشده است و حكم آن با اختلاف موارد گناه و اختلاف حال فاعل گناه ، تفاوت پيدا مىكند . . . . « 5 »
6 . قرشى : تعزير اسمى است كه امام يا نايب وى آن را انجام مىدهد و در غير از موارد حدود است . . . . « 6 »
فرق ميان حد و تعزير
شهيد اوّل گويد : حد و تعزير از ده جهت با هم فرق دارند :
1 . تعزير حدّ اقل مشخصى ندارد ، ولى حدّ اكثر آن بايد به اندازهء حد نرسد ، ولى بسيارى از اهل سنّت بيشتر از مقدار حد را هم تجويز كردهاند ؛ زيرا عمر شخصى را كه نامهاى از طرف او جعل كرده و مهرى مثل مهر او كشيده بود ، صد تازيانه زد . عدهاى واسطه شدند عمر اين مثل را ذكر كرد : « ذكّرتني الطعن و كنت ناسيا ؛ « 7 » خوب شد يادم
هامش
( 1 ) . شرائع الاسلام ، ج 4 ، ص 147 .
( 2 ) . مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 326 ؛ نك : سرائر ، ج 3 ، ص 534 .
( 3 ) . رياض المسائل ، ج 15 ، ص 433 .
( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 255 ؛ نك : بداية الهدايه ، ج 2 ، ص 255 .
( 5 ) . احكام السلطانيه ، ص 236 ؛ نك : ابو يعلى فراء ، احكام السلطانيه ، ص 279 .
( 6 ) . معالم القربه ، ص 190 .
( 7 ) . مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 290 .