چنان كه رأى اكثر عامّه ، بلكه همهء آنها همين است ؛ مانند ماوردى در احكام السلطانيه ، قرشى در معالم القربه ، سرخسى در مبسوط ، كاشانى در بدائع الصنائع ، سمرقندى در تحفة الفقهاء ، ابن قدامه در مغنى ، احمد بن يحيى در عيون الازهار و جزيرى در الفقه على المذاهب الاربعه .
پس بعيد نيست رواياتى كه در باب تعزير « 1 » آمده و آن را به كتك و تازيانه تفسير كرده حمل كنيم به بيان يكى از مصاديق يا بارزترين مصداق تعزير نه اينكه منحصر باشد در آن ؛ زيرا گاهى تعزير به زدن است و گاهى به حبس « 2 » و گاهى به نفى « 3 » و گاهى به اين است كه گناهكار به گناهش اعتراف كند « 4 » و گاهى تعزير به اين است كه گناهكار به مردم معرفى شود « 5 » و گاهى به اين است كه با نجاست خودش ملوّث شود « 6 » و گاهى به اين است كه خانهاش خراب شود ، چنان كه امير المؤمنين - عليه السلام - خانهء مصقلة بن هبيره شيبانى « 7 » و حنظلة بن ربيع « 8 » و جرير بن عبد اللّه « 9 » را خراب كرد . شايد هم اين قضايا مخصوص به موارد ويژه بوده است كه آن حضرت مىدانسته ، زيرا كسى مطابق آنها فتوا نداده است .
اقوال لغويان در « تعزير »
1 . ابن فارس گويد : عزر ( ع - زاء - راء ) دو كلمه است [ دو معنا دارد ] : يكى براى تعظيم و نصر و ديگرى نوعى از ضرب است . اوّلى كه نصر و توقير باشد ، مانند قول خداوند متعال :
. . . وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ . . .
؛ « 10 » . . . و او راى يارى كنيد و ارجش نهيد . . . . و معناى ديگر همان تعزير است ؛ يعنى زدن كمتر از حد . « 11 »
هامش
( 1 ) . نك : وسائل الشيعة ، ج 18 ، ابواب « حدود و تعزيرات » ، ص 567 .
( 2 ) . همان ، ص 221 ، ح 3 .
( 3 ) . سنن ابو داوود ، ج 2 ، ص 580 ؛ سنن الكبرى ، ج 8 ، ص 223 .
( 4 ) . غرر و درر ، ج 4 ، ص 73 ، شمارهء 5342 . در آن از على - عليه السلام - روايت شده كه فرمود : چه بسيار گناهانى كه مقدار عقوبت آن به اعتراف و آگاهانيدن گناهكار بستگى دارد .
( 5 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 450 ، ح 3 .
( 6 ) . تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 48 ، ح 175 .
( 7 ) . غارات ، ج 1 ، ص 365 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 404 ، ح 6 .
( 8 ) . وقعة صفين ، ص 97 ؛ شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 176 .
( 9 ) . وقعة صفين ، ص 60 ؛ شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 118 .
( 10 ) . فتح ( 48 ) آيهء 9 .
( 11 ) . معجم مقاييس اللغه ، ج 4 ، ص 311 .