فروگذار نمىكند اما باز مىبينيم كه كوشش او مفيد نيست و نمىتواند صاحب فتوى باشد زيرا او فقط چيزهائى را مىداند كه در آن مطالعه كرده چه اين نوع اجتهاد بطور كلى در كليات بيماريها و درمانها است اما اعراض بيشتر به علت مشخصات ويژهاى كه دارند از نظر زمان و مكان داراى وضع خاص به خود مىباشند و تابع كليات نيستند .
دوم كسى است كه بمقام فتوى رسيده و على القاعده صاحب نظر و رأى است و دقيقتر ، باشعورتر و دانشمندتر است و بيشتر مىتوان به او اعتماد كرد .
سوم مقام قضاوت و حكم در هريك از موضوعات و تميز آنها از يكديگر است و اين مقام محتاج قريحه و شم خاص است و شخص بايد داراى فكرى بلند و ذوق و علم و تدبير عميق و تحقيق زياد باشد و بايد مدتى را در خدمت استادان بوده و بيشتر وقت خود را در خدمت بيماران در بيمارستانها گذرانده باشد و اين وضع در شأن هر دانشجو و فتوىدهندهاى نيست چه علم بدنها را جفت علم اديان ذكر فرمودهاند و همانطور كه هر طلبه علوم دينى نمىتواند فتوى بدهد و هر فتوىدهندهاى نمىتواند قاضى باشد در اين علم نيز درست حرف به حرف وضع همين است پس بپرهيز بپرهيز از اينكه اگر بكوششى در راه بدست آوردن اين علم پرداختى بهر پرسشى پاسخ بگوئى و فتوى بدهى . در مثل است كه مىگويند حساب خانه با حساب بازار دو تا است دانشجوئى طب بمانند حساب خانه است و فتوى مثل حساب بازار و بين آنها تفاوت بسيار است . و بپرهيز از آنكه فقط بداشتن علم بفتوائى در يك بيمارى قضاوت كنى كه اين كار سبب رسوائى در دنيا و هلاكت در آخرتست اينك كه اينها را دانستى قواعد تركيب را بطور تفصيل در ضمن فصولى چند بازگو مىكنيم .
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٥٧