باشد و يا اينكه اگر در تركيبى بناچار داروئى باشد كه خاصيت داروى ديگر را خنثى مىكند بايد از آن دارو بيشتر به كار رود و باز اگر داروئى خاصيت ديگرى را كم كند يا براى اندامى مضر باشد بايد از آن كمتر به كار ببرند و يا ضدش را در تركيب داخل كنند اگر دارو از اين جهات ميانه باشد بايد به اندازه متوسطى از آن به كار رود اما مهمتر از همه چيز اين است كه بايد دارو را بشناسند و خوب و بد و تازه و كهنه آن را از هم جدا و آن را صاف و خالص كنند و نيرو و خواص آن را با آزمايش بشناسند و پس از همه اينها بتركيب داروئى اقدام كنند و نبايد مانند پزشكان اين دوران باشند كه دارو را نمىشناسند و به دارو فروشان اعتماد مىكنند كه پارهاى از آنها اهل تقلب و دروغ و حيله هستند و هرچه را كه چنين اشخاصى به آنها دادند مىگيرند و به كار مىبرند اما اگر پس از اين مراتب كسى داروئى را بعد از شناسائى بيماريها و علامتهاى آنها و درمان آنها و نيز آشنائى با داروها و قوا و نحوه تركيب آنها براى هريك از بيماران و در هرجا و هر زمان استعمال نمايد ، اميد موفقيت او مىرود و بايد خدا را شكر كند . اما تكيه بر داروهائى كه از اين و آن روايت شده ، به كار پيرزنان مىماند ليكن پزشك بايد پس از تجربه و مراجعه بنص كسى كه خودش آزمايش كرده و در زمان خودش استاد بوده است به عمل بپردازد و نيز نبايد بقياس عمل كند و بجان خودم قسم كه چيزى براى امر دين و دنيا از اين بدتر نيست كه كسى بناى كار خود را بر قياس بگذارد و همين قياس است كه دين و دنيا را فاسد كرده است . پس از اين مقدمه محكمه بدان كه پزشكان داراى سه مقامند :
نخست آنكه در اين علم دانشجو است و كسى است كه بكتب مراجعه مىكند و در درمان بيماريها و شناختن علامات و درمان آنها از هيچ كوششى
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٥٦