ندارد ، و ياد دادن لوازم اين قصد مثل ياد دادن گريه و شيون به مادر بچه مرده است . و پر واضح است كه هر چيزى كه او را از ياد خدا باز دارد خواه حرام ، مكروه يا مباح باشد مانع رسيدن او به آرزويش مىشود . بنابراين بايد به هيچ شهوت و خواستهاى جز رسيدن به خدا علاقهاى نداشته باشد .
كسى كه در اين ميدان وارد مىگردد ، بايد با تمام جديت و توان و كمك گرفتن از عنايات خداى مهربان و كششهاى او براى حضور در پيشگاه پروردگار جهانيان آماده شود . و بهترين كارى كه در اين جهت مىتواند انجام دهد ، علاقمند شدن و اشتياق به آن است .
در كتاب مصباح الشريعه از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه درباره صفات مشتاق فرمودند : « ميلى به خواب و آب و خوراك نداشته و با دوستى انس نمىگيرد ، در خانهاى منزل نكرده در هيچ منطقهاى ساكن نمىشود ، لباس نپوشيده آرام و قرار نداشته و شب و روز خداوند را عبادت مىكند با اين اميد كه به مشتاق خود برسد ، با زبان شوق با او مناجات نموده و آنچه در دل دارد را بر زبان مىآورد ، چنانچه خداوند از حضرت موسى در وعدهگاه پروردگارش نقل نمود : « پروردگار من ! شتافتم بسويت تا خوشنود گردى . » و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء او فرمود :
نخورد ، نياشاميد و نخوابيد و بخاطر شوقى كه به پروردگارش داشت در چهل روز رفت و آمد ميلى هم به هيچكدام از اينها نداشت . بنابراين آنگاه كه وارد ميدان شوق شدى ، دست از هواهاى نفسانى و
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 388
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٣٨٨