زيارت دوست و بندگى كامل در حضور مولى چيزى در انديشه او نباشد . طبيعى است كه در اين صورت با رفقايش مهربان شده ، به خوبى با آنان رفتار كرده ، از احسان و نيكى به آنان خوشش آمده ، اذيت آنان را تحمل و با آنان انس مىگيرد و از همراهى آنان لذت مىبرد حتى از كسانى كه وسايل نقليه را در اين سفر عهدهدار بوده و حتى از خود وسايل نقليه و استراحتگاههايى كه در آن فرود مىآيد نيز خوشش مىآيد .
« آنگاه كه از شهر ليلى مىگذشتم ديوارها را مىبوسيدم . دلم از محبت او لبريز بود نه از دوستى شهر او . » « 1 »
جمال كعبه چنان مىدواندم بنشاط * كه خارهاى مغيلان حرير مىآمد
به همين جهت بود كه طبق نقلى كه از سرور سجده كنندگان و امام زاهدين شده ، بادام ، شكر و ساير شيرينيجات به حاجيها مىداد . و در راه خدا و براى ديدار كنندگان خدا و در مقابل چشم او خيلى خرج مىكرد .
و در اين صورت نمىتوان گفت ، او براى چيزهايى كه از دست مىدهد ، يا با اختيار خود از مال و مقام و غذاى خود مايه مىگذارد ، ناراحت مىشود . و نيز از جفاى خدمتكار و رفيق بدش نيامده و حتى تلخى آزار آنان براى او شيرين است ، بد رفتارى و آزار آنان را با
هامش
( 1 ) ترجمهء شعر .