خود « افتراق العرب » گويد : بلاد عرب در اين جزيرهاى كه عربها در آن فرود آمدند و زاد و ولد كردند ، چنان كه در اشعار و اخبارشان آمده است ، به پنج قسمت شد : تهامه ، حجاز ، نجد ، عروض ، و يمن . زيرا كوه سراة كه بزرگترين كوه عرب است از قعر يمن آغاز مىشود تا به حدود بادية الشام مىرسد . عربها اين كوه را حجاز مىگويند ، زيرا ، حاجز است ميان غور ( گودى ) كه تهامه است و نجد ( بلندى ) . « 1 »
قزوينى گويد : حجاز حاجز بين يمن و شام است . و خليل به روايت بكرى گويد : « 2 » حجاز را حجاز گويند زيرا فاصله است ميان غور و شام و ميان تهامه و نجد . روشن است كه واژهء « غور » در اين عبارت نابجاست و بايد به جاى آن « يمن » باشد . پس حجاز حاجز است ميان يمن و شام . اگر اين تفسير درست باشد . پس اصطلاح حجاز ، جنبهء ادارى دارد و ارتباط آن با جغرافيا ضعيف است و ما نمىتوانيم بطور قطع آن را بپذيريم مگر زمانى كه معلومات ما در باب ادارهء يمن قديم ، كامل شود .
ابن كلبى - به نقل ابن فقيه و ياقوت از او - مىگويد : حجاز حاجز ميان تهامه و عروض و يمن است « 3 » و اين تعريفى عجيب است .
زبير بن بكّار از عموى خود روايت مىكند « 4 » كه معناى حجاز و جلس يكى است . « 5 » بكرى نيز از منبعى كه نامش را نمىبرد ، روايت مىكند كه معناى حجاز و جلس يكى است . ولى اين قول كه « كسى آن را روايت نكرده است » ممكن است جنبهء قديمى ادارى داشته باشد ؛ يعنى مربوط به زمانى باشد كه حجاز و ارتفاعات نجد تحت فرمان يك فرمانروا بودهاند و يك واحد ادارى به شمار مىآمدهاند ، شايد هم منعكس كنندهء اوضاع ادارى بعد از اسلام باشد و در هر حال بار معنى جغرافيايى ندارد . « 6 » اما تعريف زبير بن بكّار در كتاب « نسب قريش » « 7 » به روايت از سليمان بن عياش و تعريف بكرى « 8 » و تعريف اصمعى به روايت ابن فقيه و ياقوت « 9 » كه
هامش
( 1 ) - بكرى ، ص 11 و ياقوت معجم البلدان ، ج 2 ، ص 219 .
( 2 ) - بكرى ، ص 12 .
( 3 ) - ابن فقيه ، البلدان ، ص 27 و ياقوت معجم البلدان ، ج 2 ، ص 209 .
( 4 ) - بكرى ، ص 7 .
( 5 ) - بكرى ، ص 7 .
( 6 ) - بكرى ، ص 11 .
( 7 ) - نسب قريش ، ص 52 .
( 8 ) - بكرى ، ص 805 .
( 9 ) - ياقوت ، ج 3 ، ص 65 .