فصل سوم : حدود حجاز در نزد متقدمان
ترديد نيست كه حجاز مهمترين بخش از جزيرة العرب است . بطور كلى جاى آن معلوم است ولى حدود دقيق آن روشن نيست . زيرا تعبير « حجاز » قبل از ظهور اسلام ( زمانى كه هنوز در جزيرة العرب دولت واحدى كه بر سراسر آن سرزمين فرمان راند تشكيل نشده بود ) وجود داشت .
جزيرة العرب در آن زمان مجموعهاى از قبايل بود كه هر قبيله در منطقهاى زندگى مىكرد و حدود جغرافيايى آن منطقه بطور دقيق مشخص نبود . در آن زمان در جزيرة العرب شهرهايى هم بود ؛ مانند مكه و مدينه كه هر يك از استقلال خود بهرهمند بود و براى ادارهء خود قواعد و قوانين خاص خود را داشت . علاوه بر اين ، در آنجا اميرنشينها و شيخنشينهايى بود كه هر يك رئيسى داشت و آن رئيس مىتوانست قدرت و سلطهء خود را بر بعضى از قبايل توسعه بخشد . بنابراين تقسيمات ادارى - اگر اين تعبير درست باشد - نه ثابت بود و نه پهناور و نه منطبق با تقسيمات جغرافيايى . حجاز هم همين حالت را داشت و به مفهومى ادارى بر يك اقليم ، كه تحت ادارهء واحدى باشد كه امور آن را تنظيم كند ، اطلاق نمىشد .
پس از اسلام ، حجاز يكى از بخشهاى دولت اسلامى گرديد ؛ دولتى كه در اواخر عهد پيامبر - ص - بيشتر جزيرة العرب را زير نفوذ خود داشت . اين دولت در زمانى كوتاه ، پاى از جزيره بيرون نهاد و از اواسط آسيا تا اقيانوس اطلس گسترش يافت . مسلمانان چندان تابع تقسيمات جغرافيايى نبودند و كشور اسلامى بر حسب ضرورت و احوالى كه با آن مواجه بود تقسيم گرديد . تازه آن تقسيمات هم ثابت نبود و بر حسب موقعيت ، در آن تغيير و تبديلهايى